بازیابی و اعتبارسنجی آثار «علی بن مهزیار» با تکیه بر بخش اصول کتاب الکافی

«علی بن مهزیار» نوشتارهای حدیثی فراوانی تصنیف کرد. علمای قرن‌های چهارم و پنجم به این آثار دسترسی داشته‌اند. فهرست‌نویسان نیز این نوشتارها را گزارش کرده‌اند. کلینی در تدوین الکافی از این نوشته‌ها بهره برده است. در این مقاله، طرق به کتاب‌های نامبرده اعتبارسنجی‌ شده و احادیث گرفته‌شده از کتاب‌های «علی بن مهزیار» در بخش اصولِ کتاب الکافی بازیابی شده است. 16 حدیث از چهار کتاب ابن‌مهزیار در این بازیابی به‌دست آمد. روش این نوشته کتابخانه‌ای است که بر اساس داده‌های سندی و متنی به تحلیل سند و متن می‌پردازد.

این مقاله در فصلنامه حدیث حوزه شماره 16 سال 96 منتشر شده است

مقدمه

نویسندگان جوامع حدیثی صاحبان جوامع حدیثی همچون برقی در المحاسن، کلینی در الکافی، صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه احادیث مصنفات پیشین را در کتاب­های حدیثی جای­گذاری و مبوب کردند. با گذشت زمان، منابع این مصنفات از بین رفته، چگونگی استفادۀ مصنفان جوامع از آن­ها و اعتبار هر یک بر نسل­های بعد پنهان ماند. این امر سبب شد یکی از مهم­ترین قرائن در دسترس پیشینیان از دید عالمان قرن­های بعد مخفی مانده، ارزیابی دقیق احادیث به روش متقدمان فراموش شود.

با از بین رفتن یا به تعبیری نادیده گرفتن این قرینه، راه برای تغییر روش قدما به متأخران فراهم شد و یکی از مهم­ترین قرائن اعتبار حدیث که اعتبارمنابع کتاب حدیثی بودبه کنار رفته، حدیث بر پایه سند ارزیابی شد ما امروز به. رویکرد دوباره به شیوۀ قدما برای اعتبار سنجی حدیث و نزدیک شدن به مراد آنان در ارزیابی منابع نیازمندیم. در این مقاله با مطالعۀ موردی، کتاب­های علی بن مهزیار در بخش اصول کتاب الکافی بازیابی و اعتبار آن بر اساس روش قدما ارزیابی شده است.

شناختنامه علی بن مهزیار

ابو­الحسن، علی بن مهزیار، از محدثان و راویان بنام در قرن سوم است. او دَورَقی[1] بوده سپس در اهواز سکونت گزید. علی و پدرش ،مهزیار، هر دو نصرانی بوده سپس مسلمان شدند. البته گفته شده، اسلام علی در زمان کودکی وی بوده است. او محضر سه امام را درک کرد. از امام رضا و امام جواد علیهما السلام روایت کرد. با امام جواد علیه السلام ارتباطی ویژه داشت وکیل ایشان و امام هادی علیه السلام نیز بود.[2] با توجه به اینکه وی در سن کم مسلمان شده و راوی از امام رضا علیه السلام هم هست و ظاهراً او رویات را از امام رضا در مدینه قبل از رفتن امام به مرو( 200)[3] شنیده است، می توان حدس زد که وی در حدود سال 180 به دنیا آمده است.

ابن­شهر آشوب، علی بن مهزیار را از خواص اصحاب امام کاظم علیه السلام دانسته است[4] که ثابت نیست؛ چرا که حسین بن سعید، علی بن مهزیار را به امام رضا علیه السلام رسانده، سبب شد او به امامت معرفت پیدا کند.[5] چگونه می­شود او از خاصان اصحاب امام کاظم علیه السلام باشد.[6]

البته شیخ صدوق سندی در ثواب الاعمال آورده که بر ملاقات علی بن مهزیار با امام کاظم علیه السلام دلالت می کند، سند چنین است:

 أبو يعقوب‏ يوسف‏ بن‏ السخت‏ عن الحسن بن سهل البصري عن علي بن مهزيار قال: دخلت على أبي الحسن موسى بن جعفر ‏[7]

ولی در سند نامبرده تصحیفی رخ داده، نام صحیح راوی «الحسن بن علی بن مهران» است؛ چرا که عیناً همین سند با همین متن در الکافی با ذکر نام صحیح راوی آمده است. سند الکافی این­گونه است:

 عن إبراهيم بن إسحاق الأحمر، عن الحسن بن سهل، عن الحسن بن علي بن مهران‏، قال:دخلت على أبي الحسن موسى‏

 ‏ عليه السلام‏[8]

از روایتی چنین استفاده شده که علی بن مهزیار زمان امام عسکری علیه السلام را درک کرده است، روایت چنین است:« محمد بن يعقوب، عن محمد بن يحيى عمن حدثه، عن إبراهيم بن مهزيار قال: كتبت إلى أبي محمد علیه السلام أن مولاك علي بن مهزيار أوصى أن يحج عنه من ضيعة صير ربعها لك ... .[9]

آیت الله خویی روایت را ضعیف و دست کم مرسل شمرده است؛[10]البته از این حدیث استفاده نمی­شود که علی بن مهزیار زمان امام عسکری علیه السلام را درک کرده؛ زیرا از ظاهر روایت برمی­ ­آید که علی بن مهزیار از دنیا رفته و برادرش دربارۀ وصیت او از امام عسکری علیه السلام می­پرسد. ممکن است گفته شود که از ترکیب «مولاک» زنده بودن علی بن مهزیاردر زمان امام عسکری علیه السلام به دست می آید. در پاسخ می­توان گفت که این مصطلح تنها بر شیعه بودن علی بن مهزیار دلالت می­کند نه چیزی دیگر.

برخی گفته اند که علی بن مهزیار زمان غیبت را درک کرده که چنین چیزی ثابت نیست و داستان تشرف ابن­مهزیار به خدمت امام عصر علیه السلام مربوط به علی بن ابراهیم بن مهزیار است.[11]

به نظر می رسد ایشان پیش از امام هادی علیه السلام از دنیا رفته است از این رو در اَسناد وی[12] دربارۀ شهادت امام هادی علیه السلام ( 254)[13] سخنی نرفته است. دیگر اینکه با آن مقام وی نزد اهل بیت علیهم السلام[14] اگر پس از امام هادی علیه السلام زنده می­بود، به طور عادی باید روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام روایت می­ کرد؛ بنابراین وفات علی بن مهزیار ازمحرم 229[15] تا پیش از شهادت امام هادی علیه السلام در سال 254 است.

در جلالت قدر وی همین بس که امام جواد علیه السلام در چندین توقیع وی را ستوده است.[16]نجاشی وی را دارای باوری درست و ثقه­ای دانسته که در روایتش طعنی نیست.[17]طوسی او را با این سه ویژگی مدح کرده است: ثقه، جلیل القدر، واسع الروایه.[18]

از وی آثار بسیاری گزارش شده است. برقی این کتاب­ها را از حسین بن سعید دانسته که ابن مهزیار، بر سه کتاب وضو، صلات و حج چند برابر و بر سایر کتاب­ها اندکی افزوده است.[19] علاوه بر این علی، کتاب­هایی هم جداگانه تصنیف کرد. نجاشی عنوان­های آن‌ها را چنین نام برده است: «الحروف، كتاب القائم، كتاب البشارات، كتاب الأنبياء، كتاب النوادر، رسائل علي بن أسباط» طوسی اما در این میان به این سه عنوان بسنده کرده است: حروف القرآن، الأنبياء و البشارات. در ذیل فهرست نام­های نوشتارهای وی آمده است:

آثار علی بن مهزیار

بر اساس گزارش­های زراری[20]، نجاشی[21] و طوسی[22] فهرست نام­های کتاب­های ابن مهزیار را در ذیل می­آوریم. اسامی مشترک میان فهرست نگاران یا مختص هر یک را جدا ذکر کرده­ایم:

زراری، نجاشی، طوسی: الصوم، الدعاء

نجاشی: القائم، النوادر، رسائل علی بن اسباط

نجاشی، طوسی: الوضوء، الصلاه، الحج، الزکاه، الطلاق، الحدود، الدیان، العتق و التدبیر، التجارات و الاجارات، المکاسب، التفسیر، الفضائل، المثالب، التجمل و المروءه، المزار، الرد علی الغلاه، الوصایا، المواریث، الخمس، الشهادات، فضائل المؤمنین و برهم، الملاحم، التقیه، الصید و الذبائح، الزهد، الاشربه، النذور و الکفارات و الایمان، الحروف ( طوسی: حروف القرآن)، البشارات، الانبیاء.

پیشینه

از همه این آثار، اثری در دست نیست و آنچه از این نوشتارها باقی­مانده صرفاً احادیثی است که در لابلای کتاب­های حدیثی قابل بازیابی است. شایسته یادآوری است که دربارۀ بازیابی کتاب­های علی بن مهزیار تا کنون هیچ تلاش مستقل و فراگیری صورت نگرفته است؛ هر چند برای بازیابی برخی کتاب­های دیگر راویان و محدثان با بهره­گیرفتن از کتاب الکافی تلاش­هایی شده است.[23] ما در اینجا بر آنیم تا آثار ابن­مهزیار را در بخش اصول کتاب الکافی بازیابی کنیم. در ادامه برخی مصطلحات به کار رفته در این نوشتار را تعریف کرده، سپس آثار وی را همراه با قواعدی بازیابی می­کنیم.

بازیابی: فرآیند کشف و شناسایی متون/روایات یک اثر مفقود از میان منابع پسین را بازیابی گویند.[24]

اعتبار سنجی قدما: قدما یا متقدمان، شیخ طوسی و عالمان پیش از ایشان را شامل می­شود. ابن ادریس و دانشیان پس از او را متاخران می­دانند.[25] این تقسیم کارکردی است و در اعتبار سنجی حدیث اثرگذار است.تفاوت این دو، در اعتبار سنجی حدیث است. قدما اعتبار و صحت حدیث را بر اساس قرائن دال بر صدق خبر می­سنجیدند و مراد آنان از صحت، ثبوت یا صدق خبر بود؛ اما حدیث نزد متأخران بويژه عالمان حلی مانند ابن طاووس و پس از وی علامه[26] و حتی تاکنون به نحو غالبی، بر اساس سند حدیث اعتبار سنجی می­شود. آنچه در این نوشتار مد نظر است، اعتبار سنجی به روش قدماست.

قواعد بازیابی

در اینجا لازم است قواعد بازیابی احادیثی از کتاب­های ابن­مهزیار را یادآور شده تا چگونگی دستیابی به آن احادیث روشن شود.

قاعده «شبه عده»: در اسناد بسیاری دو نفر مشخص یا گاه یکی معلوم و دیگری مبهم با هم، در صدر اسناد الکافی از یک نفر روایت می­کنند. بر اساس «قاعدۀ عده من اصحابنا»[27] که فرد پس از «عده» مؤلف کتاب شمرده می­شد، اگر چند نفر بدون اینکه از آن‌ها با تعبیر خاصی مانند «عدة من اصحابنا» یاد شود، نام آن‌ها برده شود، اولین راوی­ای که این افراد از او روایت می­کنند معمولاً صاحب کتاب و کتاب او ، منبع الکافی است؛ بنابراین لازم نیست حتما تعبیری مانند «عدة من اصحابنا» برای یافتن منبع به کار رفته باشد؛ بلکه با صرف نام بردن از چند نفر، می­توان به منبع الکافی دست یافت. ما این­گونه اسانید را «شبه عده» و قاعدۀ آن را «قاعدۀ شبه عده» نام نهاده­ایم. نمونه­ای را در اینجا بیان می­کنیم:

محمد بن یحیی و علی بن ابراهیم عن احمد بن محمد[28]

بر اساس «قاعده شبه عده»، علی بن ابراهیم و محمد بن یحیی راویان کتاب احمد بن محمد بن عیسی هستند و کتاب منبع الکافی  است.

قاعده اضمار: یکی از شیوه­های کلینی در اسناد الکافی، آغاز کردن سند با ضمیر است.پس از مقایسه المحاسن با الکافی روشن شد که برخی از احادیث با اسناد متضمن ضمیر که پس از اسناد «عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد بن خالد» می­آیند، در المحاسن وجود دارد؛ بنابراین مرجع ضمیر، مؤلف منبع است. این شیوه را که در الکافی بسیار آمده، «قاعدۀ اِضمار» نامیده­ایم. این قاعده ، به موارد دیگری، غیر از «عدۀ برقی» هم تعمیم داده شده است، و با استفاده از آن منابع دیگری نیز بازیابی می­شوند.

قاعده کتاب نداشتن مروی عنه: اگر استاد کلینی که همان راوی اول است، کتابی نداشته باشد و «مروی عنهِ» او صاحب کتاب باشد، همان کتاب، منبع الکافی خواهد بود. این قاعده در مورد اساتید کلینی که کتاب ندارند،[29] صادق است. علی بن موسی کُمیذانی، محمد بن حسن طایی، احمد بن مِهران، حسین بن علی علوی، محمد بن اسماعیل، حسین بن احمد مالکی، محمد بن جعفر بزّاز و محمد بن احمد بن علی بن الصَلت از مشایخ کلینی هستند که کتابی ندارند. برای نمونه در سند ذیل همین اتفاق افتاده است:

علی بن موسی عن احمد بن محمد[30]

در این جا کتاب احمد بن محمد بن عیسی منبع الکافی است.

قاعده تناسب محتوا: هر گاه یکی از فهرست نگاران، طوسی و نجاشی، به جای عنوان­های کلی مانند «کتاب» از عناوین خاص استفاده کنند و محتوای حدیثی که از صاحب کتابِ با عنوان خاص روایت شده با عنوان خاص، هم­موضوع باشد، تناسب محتوایی میان محتوای حدیث و نوشتار با عنوان خاص رخ داده است. نمونۀ­ ذیل را ببینید:

محتوای دو حدیث محمد بن یحیی با نام کتاب وی؛ یعنی مقتل الحسین متناسب است. این دو روایت در الکافی چنین است:

1.                محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن الوشاء؛ و الحسين بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن أحمد بن عائذ، عن أبي خديجة عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «لما حملت‏فاطمة عليها السلام بالحسين عليه السلام، جاء جبرئيل إلى رسول الله صلى الله عليه و آله، فقال: إن فاطمة ستلد غلاما تقتله أمتك من بعدك‏‏ ...»[31]

2.                محمد بن يحيى، عن علي بن إسماعيل، عن محمد بن عمرو الزيات، عن رجل من أصحابنا عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «إن جبرئيل عليه السلام نزل على محمد صلى الله عليه و آله، فقال له: يا محمد، إن الله يبشرك بمولود يولدمن فاطمة تقتله‏أمتك من بعدك‏ ...»[32]

طرق و اعتبار سنجی آن­ها

کتاب­های علی بن مهزیار بر اساس آنچه نجاشی گزارش کرده کتاب­های مشهوری بوده­اند[33]؛ بنابراین وجود طریق­های متعدد به این نوشته­ها امری طبیعی است. در اینجا طرق نجاشی، طوسی، زُراری، صدوق و کلینی به این آثار را گزارش کرده، اعتبار هر طریق را ارزیابی خواهیم کرد:

طرق نجاشی

نجاشی سه طریق به کتاب‌های علی بن مهزیار دارد:

1.                     أخبرنا محمد بن محمد و الحسين بن عبيد الله و الحسين بن أحمد بن موسى بن هدية عن جعفر بن محمد، عن محمد بن الحسن بن علی، عن أبيه، عن جده، بكتبه‏ جميعها[34]

این طریق به همۀ کتاب­های علی بن مهزیار است. اکنون به بررسی آن می­پردازیم:

محمد بن محمد بن نعمان، ابن المعلم، معروف به شیخ مفید (م413) بزرگ دانشمند امامیه در عصر خود بوده است.[35]

حسین بن عبیدالله غضائری[36] و الحسين بن أحمد بن موسى بن هدية از مشایخ نجاشی بوده، با توجه به توثیق مشایخ نجاشی هر دو ثقه است.[37]

جعفر بن محمد همان ابن قولویه[38]و از ثقات، بزرگان حدیث و فقه به شمار می­رفته است.[39]

محمد بن حسن بن علی بن مهزیار از مشایخ ابوغالب زُراری[40] و ابن­قُولَوَیه[41] است. بر اساس وثاقت مشایخ ابن قولویه[42] وی ثقه است.

حسن بن علی هیچ جرح و تعدیلی ندارد؛ و صرفاً راوی کتاب پدرش است. از آنجا که این طریق بدون هیچ ایرادی از طرف نجاشی پذیرفته شده، ظاهراً اهمال حسن به اعتبار طریق ضرری نمی­زند و این طریق هر چند بر مبنای متأخران صحیح نیست؛ اما بر مبنای قدما معتبر است.

2.                     أخبرنا أبو عبد الله القزوينی قال: حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى قال: حدثنا عبد الله بن جعفر عن إبراهيم عن أخيه على بها

این طریق هم، به همۀ نوشتارهای ابن­مهزیار است.

ابوعبدالله قزوینی، محمد بن علی بن شاذان، از مشایخ اجازه نجاشی است که بارها از وی روایت کرده است.[43] و دانستیم که مشایخ نجاشی، ثقه هستند.

احمد بن محمد بن یحیی از مشایخ اجازه است.[44] و بر مبنای وثاقت مشیخ اجازه[45]، وی ثقه است.

عبدالله بن جعفر حمیری (زنده در دهه آخر سده سوم) از اصحاب امام عسکری علیه السلام ثقه و شیخ قمیان دانسته شده است. در کوفه از او حدیث بسیار سماع کردند. آثار فراوانی هم در حدیث نوشت.[46]

دربارۀ ابراهیم، یک روایت را کشی نقل کرده که از آن مدح استفاده می‌شود[47] نجاشی صرفاً کتاب البشارات را از او دانسته و جرح و تعدیلی درباره­اش ندارد.[48] و همین نداشتن جرح و تعدیل فی الجمله بر اعتبار طریق دلالت دارد.

3.                    فأخبرنا بها علي بن أحمد، عن محمد بن الحسن، عن محمد بن الحسن الصفار، عن العباس عن علي بكتبه كلها

علی بن احمد،ابن ابی جید قمی، از مشایخ اجازه نجاشی است. با توجه به وثاقت اساتید نجاشی می­توان وی را ثقه دانست.

محمد بن الحسن بن احمد بن الولید (م 343هـ) شیخ، متقدم و وجه قمیان شمرده شده و در وصف او «ثقة ثقة مسکون الیه» آمده است.[49]

محمد بن الحسن بن فروخ معروف به صفار (م 290) را نجاشی با این تعابیر ستوده است: «كان وجها في أصحابنا القميين، ثقة عظيم القدر راجحا قليل السقط في الرواية»[50]

عباس بن معروف ثقه است.[51]

بنابراین طریق نامبرده معتبر است.

طرق طوسی

شیخ طوسی نیز دو طریق به کتاب­های علی بن مهزیار دارد:

1.                     أخبرنا بكتبه و رواياته جماعة، عن محمّد بن علي بن الحسين، عن أبيه و محمّد بن الحسن، عن سعد بن عبد اللّه و الحميري و محمّد بن يحيى و أحمد بن إدريس، عن أحمد بن محمّد، عن العبّاس بن معروف، عن علي بن مهزيار إلّا كتاب المثالب فإنّه روى العبّاس نصفه عن علي‏ بن مهزيار

این طریق به روایات علی بن مهزیار[52] و کتاب­های وی است. البته عباس بن معروف در این میان تنها به روایت نیمی از کتاب المثالب بسنده است. اکنون به اعتبار سنجی این طریق می­پردازیم:

مراد از عده­ای که شیخ طوسی با واسطه آن­ها از شیخ صدوق روایت می­کند، شیخ مفید، ابن­غضائری، ابن­حَسَکه قمی و ابو­زکریا محمد بن سلیمان حُمرانی هستند[53]؛ بنابراین این طبقه در بالاترین رجات وثاقت هستند.

پدر صدوق، علی بن الحسین بن موسی بن بابَوَیه، پدر شیخ صدوق (م 329هـ) بزرگ، پیشوا و فقیه قمیان در زمان خود بوده است.[54]

محمد بن الحسن، همان ابن­الولید است که وثاقت وی را گزارش کردیم.

سعد بن عبدالله اشعری ابو­القاسم (م 299/301) از دانشیان امامی است که تألیفات بسیاری از خود به جا گذاشت. او بزرگ، فقیه و وجه شیعیان زمان خویش بود. در جستجوی حدیث سفرها رفت. از عالمان اهل سنت نیز بسیار حدیث شنید. محمد بن قولویه و ابن الولید از وی روایت کرده­اند.[55]

حمیری، همان عبدالله بن جعفر است که گفته شد ثقه است.

محمد بن یحیی ابو جعفر عطار قمی از قمیان عالم، ثقه، پر حدیث و استاد کلینی است. نجاشی وی را دارای کتابهایی دانسته، از دو کتاب وی نام برده است.[56]

احمد بن ادریس ابوعلی اشعری ( م 306) را فقیه، ثقه، صحیح الروایه و کثیر الحدیث دانسته­اند.[57]

احمد بن محمد در این طریق، به قرینه مشایخ وی همچون محمد بن یحیی همان احمد بن محمد بن عیسی اشعری است.[58]

عباس بن معروف هم ثقه است.

بنابراین طریق مذکور در بالاترین درجات اعتبار است و حضور بزرگانی در طبقات متعدد در این طریق اعتبار خاصی بدان داده است.

2.                     و رواها محمد بن علي بن الحسين، عن أبيه و موسى بن المتوكّل، عن سعد بن عبد اللّه و الحميری، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه، عن رجاله. وفاة أبي ذر، و حديث بدء إسلام سلمان رويناه بهذا الإسناد عن علي بن مهزيار

در این طریق به بررسی موسی بن متوکل بسنده می­کنیم.

محمد بن موسی بن المتوکل چنانکه می­دانیم از اساتید صدوق است که در روایت بر او بسیار اعتماد کرده است.[59] اعتماد صدوق بر وی امارۀ وثاقت است؛ بنابراین طریق معتبر است؛ البته این طریق به دلیل اینکه صرفاً دو نوشتاری است که با آثار ابن­مهزیار در کتاب الکافی ارتباطی ندارد، اعتبار یا عدم اعتبار آن نقشی در پژوهش مذکور ندارد.

طریقی را شیخ طوسی در مشیخه تهذیب الاحکام[60] و مشیخه الاستبصار[61] آورده است که تنها تفاوت آن با طریق نخست در فهرست، این است که در فهرست اساتید طوسی، جماعتی هستند که شیخ مفید هم در زمرۀ آنان است و در مشیخه تنها نام شیخ مفید ذکر شده است.

طرق زُراری

1.                  فمن ذلك كتاب الصوم للحسين بن سعيد و زيادات ابن مهزيار قال أبو غالب حدثني به أبو العباس عبد الله بن جعفر الحميري عن أحمد بن محمد بن عيسى عن ابن سعيد و هی ثلاثة أجزاء و قال عبد الله بن جعفر و ما كانت هذه الرواية عن علي بن مهزيار فإنه حدثني به إبراهيم بن مهزيار عن أخيه علی[62]

نکته­ای دربارۀ این طریق شایستۀ ذکر است و آن اینکه کتاب­های علی بن مهزیار، در اصل کتاب­های حسین بن سعید بوده همراه با زیادات ابن مهزیار. در این طریق هم حمیری کتاب صوم ابن­سعید را از احمد بن محمد و زیادات ابن­مهزیار را از طریق ابراهیم روایت می­کند. این نکته در همین مقاله خواهد آمد.

همه این راویان پیش از این بررسی شده­اند. در طریق دوم نجاشی درباره اعتماد نجاشی بر طریقی که ابراهیم راوی آن بود سخن گفتیم؛ بنابراین اجمالاً این طریق هم معتبر است.

2.         و ما كان عن العباس بن معروف فهو مما صنّفه علي بن مهزيار حدثنی بهذا الكتاب الحميري[63]

این طریق هم طریق دیگری است مانند همان طریق اول با این تفاوت که در آن طریق ابراهیم بن مهزیار راوی زیادات برادرش ، علی، بود؛ اما در این طریق عباس بن معروف راوی زیارات است.

این طریق هم پیش از این بررسی شده و معتبر است.

طریق سوم: كتاب الدعاء لابن مهزيار حدثني به أبو جعفر محمد بن الحسن بن علي بن مهزيار عن أبيه الحسن بن علي عن علي بن مهزيار[64]

در طریق نخست نجاشی هم، محمد بن حسن و حسن بن علی راوی بودند و در آنجا درباره اعتبار این طریق سخن گفتیم.

طرق شیخ صدوق[65]

1.                     و ما كان فيه عن عليّ‏ بن‏ مهزيار فقد رويته عن أبي- رضي اللّه عنه- عن محمّد بن يحيى العطّار، عن الحسين بن إسحاق التاجر، عن عليّ‏ بن‏ مهزيار

همه راویان این طریق ثقه هستند؛ اما دربارۀ حسین بن اسحاق آگاهی در دست نیست؛هر چند وی در طریق کلینی به علی بن مهزیار حضور دارد و این نشان می­دهد که این طریق در قرن چهارم میان بزرگان شناخته شده بوده است.

2.                      و رويته عن أبي- رضي اللّه عنه- عن سعد بن عبد اللّه؛ و الحميريّ جميعا عن إبراهيم بن مهزيار عن أخيه عليّ‏ بن‏ مهزيار.

روایات نامبرده در این طریق ثقه هستند. درباره هر یک از آ­ها پیش از این سخن گفتیم.

3.                     و رويته أيضا عن محمّد بن الحسن- رضي اللّه عنه- عن محمد ابن الحسن الصفّار، عن العبّاس بن معروف، عن عليّ‏ بن‏ مهزيار الأهوازی

این طریق هم پیش از این بررسی شده و بر اساس وثاقت راویان، معتبر شناخته شده است.

طرق کلینی

بر اساس قواعدی که دربارۀ آن­ها پیش از این سخن گفتیم و نیز تطبیق آن­ها بر طرق به آثار علی بن مهزیار، کلینی در بخش اصول کتاب الکافی چهار طریق به کتاب­های علی بن مهزیار دارد.

1.                     عبدالله بن جعفر و سعد بن عبدالله جمیعاً عن ابراهیم بن مهزیار عن علی بن مهزیار.[66]

در طریق دوم نجاشی حمیری همۀ کتاب­های ابن­مهزیار و در طریق نخست زراری، حمیری کتاب صوم را را از طریق ابراهیم بن مهزیار روایت می­کند؛ البته شیخ طوسی نیز در طریقی ابراهیم را راوی دو نوشتۀ علی بن مهزیار معرفی کرده که در انجا گفتیم در این پژوهش، اعتبار این دو نوشتار؛ یعنی وفاة أبي ذر و حديث بدء إسلام با این مقاله ما ارتباطی ندارد. در مجموع این طریق کلینی قابل اعتماد است و راویان آن پیش از مورد بررسی قرار گرفته­اند.

2.                     ابوعلی الاشعری عن عیسی بن ایوب عن علی بن مهزیار.[67]

در این طریق دربارۀ عیسی بن ایوب اطلاعی نداریم از این رو طریق مورد تردید است.

3.                    علي بن إبراهيم، عن أبيه؛ و أبو علي الأشعري، و محمد بن يحيى جميعا، عن الحسين بن إسحاق، عن علي بن مهزيار[68]

این طریق به قرینه طریق «ابو علي الأشعري و محمد بن يحيى جميعا، عن الحسين بن إسحاق؛ و علي بن إبراهيم، عن أبيه جميعا، عن علي بن مهزيار»[69] به تفکیک چنین است:

علی بن ابراهیم عن ابیه عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار

ابو­علی الاشعری عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار

محمد بن یحیی عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار

در واقع طریق دو طریق است بدین صورت:

1.        ابو­علی الاشعری و محمد بن یحیی عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار

این طریق با طریق صدوق جز در ابو­علی اشعری مشترک است و گفتیم که این طریق در قرن چهارم از طرق مورد اعتنای بزرگان است.

2.        علی بن ابراهیم عن ابیه عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار

در مورد اینکه آیا این طریق را می­توان طریق به علی بن مهزیار دانست و کتاب علی منبع کلینی است یا یکی از دو کتاب علی بن ابراهیم و ابراهیم بن هاشم منبع هستند جای تردید وجود دارد؛ اما با توجه به اینکه این طریق بر طریقی عطف شده که طریق به کتاب ابن­مهزیار است، ظاهراً می­توان این طریق را از طرق کلینی به کتاب ابن­مهزیار دانست.

نمودار طرق به آثار علی بن مهزیار

قواعد بازیابی

قاعدۀ شبه عده و کتاب نداشتن راوی: براساس «قاعدۀ شبه عده» در طریق «عبدالله بن جعفر و سعد بن عبدالله جمیعاً عن ابراهیم بن مهزیار عن علی بن مهزیار عن الحسین بن سعید/الحسن بن محبوب»[70] می­بایست کتاب ابراهیم منبع باشد؛ اما با توجه به اینکه ابراهیم بن مهزیار راوی کتاب‌های برادرش، علی، است و دلیلی که در مورد روایت علی بن مهزیار از حسن بن محبوب خواهد آمد، این احادیث از کتاب علی بن مهزیار اخذ شده است

 ذکر نکته ای در اینجا لازم است و آن اینکه چرا در همه اسناد، علی بن مهزیار از حسین بن سعید روایت می‌کند جز یک سند که ابن مهزیار از حسن بن محبوب روایت می‌کند.[71] این پرسش را احمد بن محمد بن خالد برقی پاسخ داده است. او گزارش کرده است که اصل کتاب­های علی بن مهزیار بر گرفته از مصنفات حسین بن سعید است با این تفاوت که ابن­مهزیار بر سه کتاب حسین بن سعید (وضو، صلات و حج) چندین برابر و بر سایر کتاب‌های او اندکی افزود.[72] بنابراین درباره سند اول می‌گوییم که این مورد از افزوده­های ابن مهزیار بر کتاب‌های حسین بن سعید و در حقیقت از کتاب حسن بن محبوب گرفته است.

سؤال دیگر این است که این روایات از کدام کتاب ابن مهزیار گرفته شده است. شاید منبع این روایات کتاب المزار ابن مهزیار است؛ چرا که موضوع همۀ این احادیث تاریخ ولادت یا مدت زندگانی یا تاریخ شهادت و گاه دو یا هر سه است و شیخ طوسی نیز این گونه تاریخ­ها را در کتاب المزار تهذیب الاحکام آورده است.[73]

سند « ابو­علی الاشعری و محمد بن یحیی عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار»[74] هم بر اساس «قاعده شبه عده» و کتاب نداشتن حسین بن اسحاق تحلیل می­شود. بدین نحو که کتاب علی بن مهزیار منبع است. از سه حدیثی که با این طریق داریم ح2432 به نظر می­رسد از کتاب التفسیر علی بن مهزیار گرفته شده است.[75]حدیث­های 2976 و 2982 ظاهراً از کتاب الزهد اخذ شده­اند.[76]

سند «علی بن ابراهیم عن ابیه عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار» هم طریق به کتاب علی بن مهزیار است؛ زیرا در اصل این سند عطف بر سند دیگری است. گفته شد که در اصل سند چنین بوده است:

علی بن ابراهیم عن ابیه و ابو­علی الاشعری و حمد بن یحیی جمیعاً عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار

این سند حدیث 2976 است. درباره طریق بودن «علی بن ابراهیم عن ابیه عن الحسین بن اسحاق عن علی بن مهزیار» پیش از این سخن گفتیم.

قواعد اضمار و تناسب محتوا : در ذیل، مرجع ضمیر علی بن مهزیار است؛ بنابراین کتاب او منبع است.

 ابوعلی الاشعری عن عیسی بن ایوب عن علی بن مهزیار عن فضالة بن ایوب

عنه عن فضالة بن ایوب. عنه عن فضالة[77]

به گمان من این سه حدیث از کتاب الصلاة ابن مهزیار گرفته شده است؛ زیرا دانستیم که عمدۀ تصنیفات ابن مهزیار از حسین بن سعید است؛ تنها در سه کتاب اضافات چند برابری دارد که یکی از آن‌ها کتاب الصلاة است. جالب این است که شیخ طوسی حدیث 1664 کتاب الکافی را با سند دیگری نقل کرده است. بخش اول حدیث طوسی با حدیث الکافی یکسان است. حدیث طوسی زیادتی داردکه دربارۀ نماز است و در روایت کلینی نیست.[78]همین زیادتی قرینه خوبی است براینکه به احتمال بسیار این سه روایت هر سه از کتاب الصلاة ابن­مهزیار اخذ شده­اند.

در پایان عنوان هر کتاب از علی بن مهزیار را همراه با سند و متن موجود در الکافی ذکر کرده تا خوانندگان تصور روشنی از کتاب­های علی بن مهزیار و احادیث گرفته شده از آن­ها داشته باشند:

المزار

1.                 عبد الله بن جعفر و سعد بن عبد الله جميعا، عن ابراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي بن مهزيار، عن الحسن بن محبوب، عن هشام بن سالم، عن حبيب‏ السجستاني، قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: «ولدت فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله بعد مبعث رسول الله صلى الله عليه و آله بخمس سنين، و توفيت و لها ثمان عشرة سنة و خمسة و سبعون يوما[79]

2.                 سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي‏، عن الحسين بن سعيد، عن محمد بن سنان، عن ابن مسكان، عن أبي بصير: عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «قبض الحسن بن علي عليهما السلام و هو ابن سبع و أربعين‏ سنة، في عام‏ خمسين سنة؛ عاش بعد رسول الله صلى الله عليه و آله أربعين سنة»[80]

3.                 سعد و أحمد بن محمد جميعا، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي بن مهزيار، عن الحسين بن سعيد، عن محمد بن سنان، عن ابن مسكان، عن أبي بصير: عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «قبض الحسين بن علي عليهما السلام يوم عاشوراء و هو ابن سبع و خمسين سنة»[81]

4.                 سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر الحميري، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي بن مهزيار، عن الحسين بن سعيد، عن محمد بن سنان، عن ابن مسكان، عن أبي بصير: عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «قبض علي بن الحسين عليهما السلام و هو ابن سبع و خمسين سنة في عام خمس و تسعين‏؛ عاش بعد الحسين عليه السلام خمسا و ثلاثين سنة»[82]

5.                 سعد بن عبد الله و الحميري جميعا، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي بن مهزيار، عن الحسين بن سعيد، عن محمد بن سنان، عن ابن مسكان، عن أبي بصير: عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «قبض محمد بن علي الباقر عليه السلام و هو ابن سبع و خمسين سنة في عام أربع عشرة و مائة؛ عاش‏ بعد علي بن الحسين عليهما السلام تسع عشرة سنة و شهرين»[83]

6.                 سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر جميعا، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي بن مهزيار، عن الحسين بن سعيد، عن محمد بن سنان، عن ابن مسكان، عن أبي بصير، قال: قبض أبو عبد الله جعفر بن محمد عليهما السلام و هو ابن خمس و ستين سنة في عام ثمان و أربعين و مائة؛ وعاش بعد أبي جعفر عليه السلام أربعا و ثلاثين سنة[84]

7.                 سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر جميعا، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي بن مهزيار، عن الحسين‏ بن سعيد، عن محمد بن سنان، عن‏ ابن مسكان، عن أبي بصير، قال: قبض موسى بن جعفر عليهما السلام و هو ابن أربع و خمسين سنة في عام ثلاث و ثمانين و مائة؛ وعاش بعد جعفر عليه السلام خمسا و ثلاثين سنة[85]

8.                 سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر جميعا، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي بن مهزيار، عن الحسين بن سعيد، عن محمد بن سنان، قال: قبض علي بن موسى‏عليهما السلام- و هو ابن تسع و أربعين سنة و أشهر- في عام‏اثنين‏ و مائتين‏؛ عاش بعد موسى بن جعفر عليهما السلام عشرين سنة إلا شهرين أو ثلاثة[86]

9.                 سعد بن عبد الله و الحميري جميعا، عن إبراهيم بن مهزيار، عن أخيه علي، عن الحسين‏ بن سعيد، عن محمد بن سنان، قال: قبض محمد بن علي عليه السلام و هو ابن خمس و عشرين سنة و ثلاثة أشهر و اثني عشر يوما، توفي يوم الثلاثاء لست خلون من ذي الحجة سنة عشرين و مائتين؛ عاش‏ بعد أبيه تسع عشرة سنة إلا خمسا و عشرين يوما[87]

الصلاه

1.                 أبو علي الأشعري، عن عيسى بن أيوب، عن علي بن مهزيار، عن فضالة بن أيوب، عن معاوية بن عمار، عن نجية: عن أبي جعفر عليه السلام، قال: «ما من شي‏ء أحب إلى الله- عز و جل- من عمل يداوم عليه و إن قل».[88]

2.                 عنه‏، عن فضالة بن أيوب، عن معاوية بن عمار: عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «كان علي بن الحسين- صلوات الله عليهما- يقول: إني‏ لأحب أن أداوم‏ على العمل و إن قل».[89]

3.                 عنه‏، عن فضالة، عن العلاء، عن محمد بن مسلم: عن أبي جعفر عليه السلام، قال: «كان علي بن الحسين- صلوات الله عليهما- يقول: إني لأحب‏أن أقدم على ربي و عملي مستو[90]

التفسیر

محمد بن يحيى و أبو علي الأشعري، عن الحسين‏بن إسحاق، عن علي بن مهزيار، عن حماد بن عيسى، عن أبي عمرو المدائني‏: عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: سمعته يقول: «كان أبي عليه السلام يقول‏: إن الله قضى قضاء حتما ألا ينعم‏على العبد بنعمة فيسلبها إياه، حتى يحدث‏ العبد ذنبا يستحق‏ بذلك النقمة»[91]

الزهد

1.                 علي بن إبراهيم، عن أبيه؛ و أبو علي الأشعري، و محمد بن يحيى جميعا، عن الحسين بن إسحاق، عن علي بن مهزيار، عن فضالة بن أيوب، عن عبد الصمد بن بشير: عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «العبد المؤمن إذا أذنب ذنبا أجله الله‏سبع ساعات، فإن استغفر الله‏ لم يكتب عليه شي‏ء؛ و إن مضت الساعات و لم يستغفر، كتبت‏ عليه سيئة، و إن المؤمن ليذكر ذنبه بعد عشرين سنة حتى يستغفر ربه، فيغفر له، و إن الكافر لينساه‏ من ساعته‏»[92]

2.                 أبو علي الأشعري و محمد بن يحيى جميعا، عن الحسين بن إسحاق؛ و علي بن إبراهيم، عن أبيه جميعا، عن علي بن مهزيار، عن النضر بن سويد، عن عبد الله بن سنان، عن حفص، قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: «ما من مؤمن يذنب ذنبا إلا أجله الله- عز و جل- سبع ساعات من النهار؛ فإن هو تاب لم يكتب عليه شي‏ء، و إن‏ هو لم يفعل كتب الله‏عليه سيئة». فأتاه عباد البصري، فقال له: بلغنا أنك قلت: ما من عبد يذنب ذنبا إلا أجله الله- عز و جل- سبع ساعات من النهار؟ فقال‏: «ليس هكذا قلت‏، و لكني‏ قلت: ما من مؤمن، و كذلك كان قولي»[93]

جمع بندی

در این پژوهش طرق دانشیان قرن­های چهارم و پنجم به کتاب­های علی بن مهزیار اعتبار سنجی شدند. در مجموع کتاب­های وی پنج راوی داشتند که عبارتند از: عباس بن معروف، ابراهیم بن مهزیار، حسن بن علی بن مهزیار، عیسی بن ایوب و حسین بن اسحاق تاجر. ابوغالب زراری، کلینی، صدوق، نجاشی و طوسی از طریق این راویان و به واسطه بزرگانی همچون، مفید، ابن­غضائری، ابو­علی اشعری، محمد بن یحیی، علی بن ابراهیم و ابن الولید به این آثار طریق داشته­اند.بر اساس قواعد بازیابی متون مفقود آثار علی بن مهزیار در بخش اصول کتاب الکافی،16 حدیث بازیابی شدند. بر اساس قرائن موجود، نه حدیث به کتاب المزار، سه حدیث از کتاب الصلاه، دو حدیث از کتاب الزهد و یک حدیث از کتاب التفسیر ابن­مهزیار گرفته شده است.

منابع

کتاب­ها

اختیار معرفة الرجال، تحقیق: حسن مصطفوی، مشهد: دانشگاه مشهد، 1409

الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مفید، محمد بن محمد بن نعمان، قم: کنگره شیخ مفید، 1413

الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، طوسی، محمد بن حسن، تحقیق: سید حسن موسوی خرسان، تهران: اسلامیه، 1390

اصول علم الرجال بین النظریة و التطبیق، داوری، مسلم، تنظیم: محمد علی صالح معلم، قم: موسسه فرهنگی صاحب الامر (عج)، 1429

بازسازی متون کهن حدیث شیعه، عمادی حائری، سید محمد، قم، دار الحدیث، 1388 ش

بازشناسی منابع اصلی رجال شیعه، رحمان ستایش، محمد کاظم و محمد رضا جدیدی نژاد، قم: دار الحدیث، 1385ش

تاریخ الرسل و الملوک، طبری، محمد بن جریر، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر: دار المعارف، 1387

التفسیر، عیاشی، محمد بن مسعود، تصحیح: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: علمیه، 1380

تهذيب‏الأحكام ، طوسی، محمد بن حسن، تحقیق: سید حسن موسوی خرسان، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407

ثواب الأعمال ( چاپ شده با عقاب الاعمال)، صدوق، محمد بن علی بن بابویه، قم: رضی، 1406

مستدرک الوسائل (خاتمه)، نوری، حسین بن محمد تقی، تحقیق: موسسه آل البیت علیهم السلام، قم: موسسه آل البیت علیهم السلام، 1408ق

الخصال، صدوق، محمد بن علی بن بابویه، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، 1362ش

الرجال، طوسی، محمد بن حسن، تصحیح: جواد قیومی، قم: جامعه مدرسین، چاپ سوم: 1373 ش

زُراری، ابوغالب احمد بن محمد، رسالة أبي غالب الزراري إلى ابن ابنه في ذكر آل أعين، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1369 ش

الزهد، اهوازی، حسین بن سعید، تحقیق: عرفانیان، غلامرضا، قم: علمیه، 1402

فوائد الوحید علی منهج المقال ( چاپ شده با منهج المقال)، وحید بهبهانی، محمد باقر، قم: موسسه آل البیت، 1422

فهرست کتب الشیعه، طوسی، محمد بن حسن، تصحیح: سید عبدالعزیز طباطبایی، قم: کتابخانه محقق طباطبایی، 1420

فهرست مصنفی الشیعه، نجاشی، احمد بن علی، قم: جامعه مدرسین، 1365ش

کامل الزیارات، ابن قولویه، جعفر بن محمد، تصحیح: عبدالحسین امینی، نجف: مرتضوی، 1356/1997م

کتاب زید بن وهب جهنی، مردانی، مهدی، قم: دلیل ما، 1393 ش

کتاب من لا یحضره الفقیه، صدوق، محمد بن علی بن بابویه، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین ، 1413

الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، قم: دار الحدیث، 1387ش

معجم البلدان، حموی، یاقوت، بیروت: دار صادر، 1397

معجم رجال الحدیث، خویی، سید ابوالقاسم، نجف: موسسه اسلامی آیت الله خویی، بی­تا

مناقب آل ابی طالب علیهم السلام، ابن شهر آشوب، محمد بن علی، قم: علامه، 1379

منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان، ابن زین الدین، حسن، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، 1362ش

مقالات

کاربرد له روايات در فهرست شيخ طوسي و ارتباط آن با کتب نوادر، سرخه­ای،احسان، فصلنامه علوم حدیث،ش 81

پژوهشی جدید در کتاب کافی، شبیری، سید محمد جواد، شناختنامه کلینی و الکافی، ج 1، قم: دار الحدیث، 1387



[1] . دورق از شهرهای خوزستان بوده است.( معجم البلدان، ج3، ص 481) بر اساس گزارش کشی وی اهل روستای هند از روستاهای فارس بوده است. بر اساس برخی خوانش­ها این کلمه هندوان بوده (اختیار معرفة الرجال، ص 548) که احتمالاً همان هندیجان کنونی است.

[2] . فهرست مصنفی الشیعه، ص253.

[3] . طبری سال بردن امام از مدینه به مرو را سال 200 گفته است. تاریخ الرسل و الملوک، ج8، ص 544.

[4] . مناقب آل ابی طالب علیهم السلام، ج‏4، ص325.

[5] . الرجال، ص 354.

[6] .معجم‏رجال‏ الحديث، ج12، ص198.

[7] . ثواب الأعمال، ص 175.

[8] . الكافی، ج‏13، ص90

[9] . همان، ج8، ص 320. ‏

[10] .معجم‏ رجال ‏الحديث، ج13، ص212.

[11] . همان.

[12] . این اسناد در همین مقاله بررسی خواهند شد.

[13] . الارشاد، ج2، ص 297.

[14] .فهرست مصنفی الشیعه، ص 253

[15] . بر اساس گزارش نجاشی، ابن اخی­رواد در محرم 129 از علی بن مهزیار حدیث شنیده است. فهرست مصنفی الشیعه، ص 145.

[16] . اختیار معرفة الرجال، ص 550-551.

[17] . فهرست مصنفی الشیعه، ص 253.

[18] . فهرست کتب الشیعه، ص 265.

[19]. همان.

[20] . زُراری، صوم حسین بن سعید و زیادات ابن­مهزیار ( رساله ابو­غالب، ص 159) و الدعاء ابن­مهزیار( همان، ص 183) را روایت کرده است.

[21] . فهرست مصنفی الشیعه، ص 253.

[22] . فهرست کتب الشیعه، 265-266.

1.      [23] . عمیدی نویسنده عراقی معاصر در کتاب الشیخ الکلینی البغدای و کتابه الکافی (الفروع) در سال 1373 منتشر شد، به منابع اندکی از بخش فروع که کلینی بدان­ها تصریح کرده، اشاره کرد. در نرم افزار درایة النور که سال 1382 تولید شده، در بخش معرفی آن، منابعی از الکافی شناسانده شده است. سرخه­ای با نوشتن مقاله «کتاب حلبی منبعی مکتوب در تألیف الکافی» (فصلنامه علوم حدیث، شماره 51، بهار 1388) با روش بازیابی چگونگی دستیابی کلینی به کتاب حلبی را شناساند. محمد رضا جدیدی نژاد مقاله «روش دستیابی به منابع الکافی» را در سال 1389 منتشر کرد(آینه پژوهش، شماره 123، مرداد و شهرویور) در مقاله «اعتبار سنجی منابع کتاب الکافی» نیز بخشی از منابع الکافی شناسانده شده است (سراج منیر، شماره 8، پاییز 1391). مقاله «بازشناسی منابع کلینی در تدوین الکافی» از عبدالرضا حمادی نیز گامی در ساحت شناخت منابع الکافی بود(حدیث پژوهی، ش11،بهار و تابستان 1393) محمد قربانی در مقاله «اسناد پر تکرار نشانی از منابع مکتوب الکافی» با نشان دادن برخی اسناد پر تکرار الکافی، برخی منابع را بر اساس این قاعده شناسایی کرد ( حدیث حوزه، شماره 10، بهار و تابستان 1394)

[24] . کتاب زید بن وهب جهنی ،ص20.

[25] . خاتمه مستدرک ، ج1، ص 30.

[26] . منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان، ج1، ص 14-15.

[27] . این قاعده را با مقایسه میان احادیث الکافی با سندهای متضمن «عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد بن خالد» و احادیث المحاسن به دست آوردم.

[28]. الکافی، ج1، ص 391، ح 416.

[29] . از نتایج مقایسه المحاسن با الکافی این بود که بسیاری از احادیث یکسان در این دو کتاب، اسنادی دارند که با یکدیگر متفاوت هستند. البته این تفاوت در بخش نخست سند (قسمت منتهی به کلینی) رخ داده است و در بخش دیگر معمولاً اسناد هر دو کتاب یکسان هستند. این یکسانی در متن و بخشی از سند و تفاوت در بخش دیگر سند نمونه­های بسیاری دارد.

 این یکسانی در احادیث و ابواب دو کتاب تصادفی نیست و تابع قاعدۀ مشخصی است. از آنجا که به زودی ثابت خواهیم کرد که المحاسن منبع الکافی است، پرسش این است که چرا مرحوم کلینی این احادیث را از المحاسن نگرفته است با اینکه برخی از احادیث همین ابواب را از المحاسن اخذ کرده اما بعض دیگر را واگذاشته و با اسنادی متفاوت در کتاب خود آورده است. شبیری قاعده­ای با عنوان «تبدیل اسناد»را همراه با شواهدی پاسخی بدین پرسش دانسته است. بر اساس این قاعده، مؤلفان جوامع حدیثی به دلیل دسترسی به مصنفات نویسندگان معاصر یا نزدیک به عصر خود، و با مقایسه میان احادیث کتاب‌های حدیثی، سند را به سند دیگری تبدیل می­کردند. در واقع آنان چینش ابواب و حتی احادیث یک باب را از یک کتاب حدیثی گرفته، سپس اسناد موجود کتاب‌های دیگر را که واسطۀ کمتری داشت به جای آن قرار می­دادند(شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، ج 1، ص 320)؛ بنابراین اخذ مؤلفان جوامع از منابع اساتید یا اساتید اساتید امری منطقی بوده است.


[30]. الکافی، ج1، ص 474، ح 511.

[31]. همان، ص 506، ح 1262.

[32]. همان، ح 1263.

[33] . فهرست مصنفی الشیعه، ص 253.

[34] . همان، ص 253-254.

[35] . فهرست کتب الشیعه، ص 444-445.

[36] . فهرست مصنفی الشیعه، ص 69.

[37] . عالمان رجالی،مشایخ نجاشی را توثیق کرده­اند. تفصیل این نظر را ببینید در: بازشناسی منابع اصلی رجال شیعه، ص 113.

[38] . فهرست مصنفی الشیعه، ص 330.

[39] . همان، ص 123.

[40] . رساله ابو­غالب زراری، ص 178.

[41]. کامل الزیارات، ص 11.

[42] . آیت الله خویی همه راویان واقع در اسناد کامل الزیارات را به استناد کلام ابن­قولویه در مقدمه، در مقطعی ثقه می­دانستند(معجم رجال الحدیث، ج1، ص 50)؛ اما از این نظر عدول کرده، وثاقت را در فقط در مورد مشایخ بدون واسطه ابن­قولویه پذیرفتند.( اصول علم الرجال بین النظریة و التطبیق، ج1 ، ص 323 )عبارت ابن قولویه هم در همین نظر اخیر آیت الله خویی ظهور دارد.( کامل الزیارات، ص4).

[43]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 448.

[44]. الرجال، ص 410.

[45] . شیخ اجازه از اسباب حُسن به شمار می­رود؛ بلکه برخی به وثاقت مشایخ اجازه باورمندند.فوائد الوحید علی منهج المقال (چاپ شده با منهج المقال)، ج1، ص 141.

[46]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 219؛ فهرست کتب الشیعه، ص 294؛ ، الرجال، ص 400.

[47]. اختیار معرفة الرجال، ص 531.

[48]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 16.

[49]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 383؛ و ببینید: فهرست کتب الشیعه، ص 442.

[50]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 354.

[51]. همان، ص 281.

[52] . سرخه­ای در مقالۀ «کاربرد حدیث و روایت در فهرست و رجال پیشینیان» به تفصیل دربارۀ «روایت» بحث کرده است. فصلنامه علوم حدیث، دوره 20، شماره2، شماره 76، تابستات 94، ص 93-119.

[53] . فهرست کتب الشیعه، ص 444.

[54]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 261؛ و نیز ببینید: فهرست کتب الشیعه، ص 273.

[55]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 177؛ فهرست کتب الشیعه، ص 215؛ الرجال، ص 427.

[56]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 353.

[57]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 92؛ فهرست کتب الشیعه، ص 64.

[58] . معجم رجال الحدیث، ج3، ص 90-93.

[59]. برای نمونه ببینید: کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 427، ص 432، ص 434 و ...؛ الخصال، ج 2، ص 531، ص 650 و ... .

[60] . تهذیب الاحکام، ج10، ص 85.

[61] . الاستبصار، ج4، ص 338.

[62] . رساله ابوغالب زراری، ص 159.

[63] . همان، ص 159-160.

[64] . همان، ص 183.

[65] . دربارۀ طرق شیخ صدوق در انجام کتاب من لا یحضره الفقیه و یکسان بودن کارکرد آن با فهرست­های نجاشی و طوسی تردیدهایی وجود دارد؛ چرا که طرق صدوق را طرق به روایات دانسته­اند نه طرق به کتاب­ها ( بازسازی متون کهن حدیث شیعه، گفتگو با آیت الله سید احمد موسوی مددی، ص 116)؛ اما به نظر می­رسد نمی­توان به طور کلی همۀ طرق صدوق را چنین دانست. کمینه در این باره می­توان تردید کرد. برای نمونه، طرق صدوق به علی بن مهزیار و یکسانی آن با طرقی چون نجاشی و دیگران این گمان را تقویت می­کند که همۀ طرق صدوق، طرق به روایات نیست. مقایسه طرق با همدیگر بر اساس نموداری که پس از این خواهد آمد شاهدی موجه بر این امر است.

[66] . الکافی، ج 2، ص 488، ح 1243؛ ص 500، ح 1255؛ ص 505، ح 1260؛ ص 519، ح 1274؛ ص 528، ح 1280؛ ص 537، ح 1287؛ ص 565، ح 1297؛ ص 582، ح 1308؛ ص 596، ح 1320.

[67] . همان، ج 3، ص 212-213، ح 1664-1666.

[68] . همان، ج4، ص 236.

[69] . همان، ص 239.

[70]. همان، ج 2، ص 488، ح 1243؛ ص 500، ح 1255؛ ص 505، ح 1260؛ ص 519، ح 1274؛ ص 528، ح 1280؛ ص 537، ح 1287؛ ص 565، ح 1297؛ ص 582، ح 1308؛ ص 596، ح 1320.

[71]. همان، ج 2، ص 488، ح 1243.

[72]. فهرست مصنفی الشیعه، ص 253؛ فهرست کتب الشیعه، ص 245

[73]. برای نمونه ببینید: تهذيب‏الأحكام، ج 6، ص 78.

[74] . الکافی، ج3، ص 677، ح 2432؛ ج4، ص 236، ح 2976؛ ص 239، ح2982.

[75] . دلیل تفسیری بودن این حدیث خواهد آمد.

[76] . دلیل آن خواهد آمد.

[77]. همان، ج 3، ص 212-213، ح 1664-1666.

[78]. روایت تهذیب، ج 2، ص 15: و عنه عن حماد بن عيسى عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ع قال كان علي بن الحسين علیه السلام يقول‏ إني لأحب أن أدوم على العمل‏وإن‏قل‏ قال قلنا تقضي صلاة الليل بالنهار في السفر قال نعم‏.

روایت الکافی: عنه‏، عن فضالة بن أيوب، عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: «كان علي بن الحسين- صلوات الله عليهما- يقول: إنيی لأحب أن أداوم‏ على العمل‏وإن‏قل‏ » ح213.

[79] . الکافی، ج 2، ص 488، ح1243، باب مولد الزهراء فاطمة علیها السلام.

[80] همان، ص 500، ح1255، باب مولد الحسن بن علی صلوات الله علیهما.

[81] . همان، ص 502، ح 1260، باب مولد الحسین بن علی علیهما السلام.

[82] . همان، ص 519، ح 1274، باب مولد علی بن الحسین علیهما السلام

[83] . همان، ص 528 ، ح1280 ، باب مولد ابی جعفر محمد بن علی علیه السلام.

[84] . همان، ص 537، ح 1287، باب مولد ابی­عبد­الله جعفر بن محمد علیه السلام.

[85] . همان، ص 565،ح1297، باب مولد ابی­الحسن موسی بن جعفر علیهما السلام.

[86] . همان، ص 582، ح1308، باب مولد ابی­الحسن الرضا علیه السلام.

[87] . همان، ص 596، ح 1320، باب مولد ابی­جعفر محمد بن علی الثانی علیه السلام.

[88] . ج3، ص 212، ح 1664، باب استواء العمل و المداومة علیه، کتاب الایمان و الکفر.

[89] . همان، ص 213، ح 1665.

[90] . همان، ح 1666.

[91] . الکافی، ج3، ص 677، ح2432، باب الذنوب، کتاب الایمان و الکفر؛ حدیث را مقایسه کنید با حدیث التفسیر عیاشی ج2، ص 206: عن أبي عمرو المدائني عن أبي عبد الله ع قال: إن أبي كان يقول‏ إن الله قضى قضاء حتما- لا ينعم على عبده بنعمة فسلبها إياه- قبل أن يحدث العبد ذنبا يستوجب‏بذلك الذنب سلب تلك النعمة، و ذلك قول الله «إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم‏»

[92] . همان، ج 4، ص 236، ح2976، باب الاستغفار من الذنب، کتاب الایمان و الکفر. این حدیث را مقایسه کنید با حدیثی نزدیک با همین معنا در کتاب الزهد حسین بن سعید، ص 74: : ما من مؤمن يذنب ذنبا إلا أجل سبع ساعات فإن استغفر الله غفر له و إنه ليذكر ذنبه بعد عشرين سنة فيستغفر الله فيغفر له و إن الكافر لينسى ذنبه لئلا يستغفر الله‏.

[93] . همان، ص 239، ح2982، باب الاستغفار من الذنب، کتاب الایمان و الکفر. مقایسه کنید با حدیث حسین بن سعید در کتاب الزهد، ص 69 : ما من عبد مؤمن يذنب ذنبا إلا أجله الله سبع ساعات من النهار فإن هو تاب لم يكتب عليه شيئا و إن لم يفعل‏ كتبت عليه سيئة فأتاه عباد البصري فقال له بلغنا أنك قلت ما من عبد يذنب ذنبا إلا أجله الله سبع ساعات من النهار فقال ليس هكذا قلت و لكني قلت ما من عبد مؤمن يذنب ذنبا إلا أجله الله سبع ساعات من نهاره هكذا قلت‏.

/ 0 نظر / 6 بازدید