معرفی کتاب کافی

علامه بحرالعلوم در رجال خود پس از ذکر روایت نبوی (که خداوند در رأس هر صد سال کسی را که دین را از اندلس تجدید کند برمی انگیزد.) می نویسد: ابن اثیر(2) کلینی را مجدد مذهب امامیه در رأس قرن سوم شمرده.

آن گاه اضافه می کند: سخن این دانشمند کلام حقی است که خداوند بر زبانش جاری ساخته. کسی که در کافی، به دقت، نظر و تأمل کند برایش روشنی این سخن آشکار می گردد و می داند که وی مصداق این حدیث است. زیرا کافی کتاب مفیدی است که در تمام کتب حدیث نظیر ندارد. هم از لحاظ کثرت احادیث و حسن ترتیب و هم به واسطه ضبط در نقل. به علاوه که این کتاب در زمان غیبت صغری امام و پیش نظر سفراء آن حضرت در بیست سال انجام شده.(3)

ابن طاووس حلی می گوید: توثیق و امانت کلینی مورد اتفاق همگان است. ابن حجر عسقلانی می گوید: کلینی از رؤسا فضلاء شیعه است در ایام مقتدر عباسی.

ملا محمد تقی مجلسی می گوید: حق این است که در میان علماء شیعه مانند کلینی نیامده است، و هر که در اخبار و ترتیب کتاب او دقت کند درمی یابد که او از جانب خداوند تبارک و تعالی مؤید بوده است.

اهمیت کافی:

براى دریافت اهمیت این کتاب، ابتدا سخنانى از بزرگان حدیث و پیشتازان این میدان را یادآور مى ‏شویم و سپس به برخى از ویژگى ‏هاى کتاب مى ‏پردازیم.

شیخ کلینی در پاسخ کسی که از او درخواست نوشتن کتاب جامعی نموده ‌است، می ‏گوید: «در کافی تمام آن چه متعلم در فنون علم دین، به آن نیاز دارد و قصد عمل به اخبار درست و سنن صحیح دارد، جمع شده ‌است».

شیخ حر عاملی این سخن کلینی را بیانی صریح در شهادت به صحت احادیث کافی ـ البته به اصطلاح قدما ـ می ‏داند. (صحیح به اصطلاح قدما به معنی قطعیت صدور از معصوم با قرائن قطعی یا تواتر یا شهرت صحت اصول و منابع اصلی است.)

«شیخ مفید»  درباره کتاب کافى مى ‏نویسد: کتاب کافى از برترین کتاب ‏هاى شیعه و پرفایده ‏ترین آن هاست.(4) «شهید اول»، محمد بن مکى، در اجازه خود به ابن خازن، ضمن شمردن کتب حدیثى شیعه مى ‏نویسد: همانند کتاب کافى، در حدیث شیعه نوشته نشده است.(5)

«شهید ثانى» در اجازه خود به شیخ ابراهیم میسى، کافی را به همراه سه کتاب: من لایحضره الفقیه، تهذیب الأحکام و الاستبصار، از پایه ‏هاى ایمان و ستون ‏هاى اسلام مى ‏شمارد.(6)

علامه «محمد تقى مجلسى» نیز ادعا مى ‏کند: همانند کافى در میان مسلمانان نگاشته نشده است.(7)

و علامه «محمد باقر مجلسى» در کتاب مرآة العقول، شرح مبسوط وی بر کتاب کافى، مى ‏نویسد: کتاب کافى از تمام کتب اصول، مضبوط‌تر و جامع‏تر است و بهترین و بزرگ‏ترین تألیف فره ناجیه (شیعه امامیه) است.(8)

علامه «شیخ عبدالله مامقانى» مى ‏نویسد: همانند کافى در اسلام نگاشته نشده و گفته مى ‏شود. این کتاب بر امام زمان عرضه شده و آن حضرت آن را پسندیده و فرموده است: «این کتاب براى شیعیان ما کافى است».(9)

و بالأخره کتاب ‏شناس بزرگ، علامه «شیخ آقا بزرگ تهرانى» مى ‏نویسد: «کافى برترینِ کتب اربعه است؛ مانند آن درباره روایات اهل بیت نگاشته نشده است».(10) آیت الله خویی در کتاب معجم رجال حدیث، از قول استادش مرحوم آیت الله نائینی، مناقشه در اسناد روایات کافی را حرفه و ترفند عاجزان و ناتوانان خوانده ‌است.(11)

آیت الله سید محسن حکیم در مستمسک عروة الوثقی، کافی را یکی از کتب اربعه می ‏داند که محور عمل شیعه می ‏باشد.(12)

محقق کرکی می گوید: این کتاب از احادیث شرعی و اسرار دینی مقداری جمع آوری نموده که در کتاب دیگری یافت نمی شود. ملا محسن فیض کاشانی می گوید: کافی شریفترین و کاملترین و جامعترین کتاب است زیرا که در میان آن ها شامل اصول و خالی از عیب و فضول است.

مولی محمد امین استرآبادی در کتاب فوائد المدینه می گوید: ما از اساتید و علمای خود شنیده ایم که در اسلام کتابی تالیف نشده که برابر یا نزدیک کتاب کافی است.(13)

مزایا و ویژگى ‏هاى کتاب کافی:

  • 1. نویسنده این کتاب، دوران نواب اربعه و بخشى از زمان امام حسن عسکری علیه السلام را درک کرده است.
  • 2. نویسنده این کتاب، به جهت نزدیکى زمانى با نویسندگان اصول، توانسته روایاتى را با واسطه ‏هاى کمتر نقل کند؛ از همین رو بخشى از روایات کافى با سه واسطه نقل شده است.(14)
  • 3. داراى عناوینى کوتاه و گویا است که محتواى روایات باب را نشان مى ‏دهد.
  • 4. روایات بدون دخل و تصرف نقل شده و توضیحات مصنف با روایت ‏ها مشتبه نمى ‏شود.
  • 5. مصنف سعى مى ‏کند حدیث درست‏تر و روشن‏تر را، در اول باب قرار داده و سپس احادیث مبهم و مجمل را ذکر کند.(15)
  • 6. یکی از امتیازات کافی این است که کلینی سلسله سند را تا به امام، در هر حدیث نقل می کند، و آن جا که صدر سند را حذف کرده است، جایی است که از کتاب دیگر نقل کرده و سلسله سند را به آن کتاب حواله می دهد. تمام سند حدیث در آن ذکر شده و از این جهت با تهذیب و استبصار و من لایحضره الفقیه متفاوت است.
  • 7. روایاتى را نقل مى ‏کند که با عنوان باب سازگار است و از نقل احادیث معارض خوددارى کرده است.
  • 8. روایات را در غیر ابواب خود قرار نداده است.
  • 9. از تنظیم و تبویب دقیق و منطقى برخوردار است؛ از عقل و جهل و سپس علم و آن ‏گاه توحید شروع مى ‏کند؛ در واقع برخى از مباحث معرفت ‏شناسى را در مرحله نخست قرار داده و سپس به مباحث توحید و امامت مى ‏رسد، آن گاه روایات اخلاقى را نقل کرده تا به فروع و احکام مى ‏رسد و در پایان جُنگى متنوع از احادیث را جمع نموده است.
  • 10. جامعیت کافى نسبت به مباحث عقیدتى، اخلاقى و فقهى از دیگر امتیازهاى آن است.

وجه تسمیه ی کافی:

با مطالعه مقدمه کافی روشن می ‌شود که مرحوم کلینی این کتاب را به تقاضای یکی از دوستان و مریدان خود که احتمالا محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعه صفوانی یا محمد بن ابراهیم نعمانی بوده، نوشته است. او از شیخ کلینی درخواست می ‌کند با نوشتن (کتاب جامع مذهبی خود گامی در جهت رفع نابسامانی ‌های موجود بردارد.

آن جا که گوید: «وقلت انک تحب ان یکون عندک کتاب کاف یجمع فیه علم الدین»،(16) گفتی که مایلی نزدت کتابی باشد که با جامعیت در علوم دین، کافی باشد.

بخش های کتاب کافی:

این کتاب از سه بخش جداگانه تشکیل شده است:

  • 1) اصول، شامل روایات اعتقادی؛
  • 2) فروع، حاوی روایات فقهی؛
  • 3) روضه، شامل احادیث متفرقه؛

مؤلف گرانقدر در بخش اول کتاب، طىِ هشت فصل که خود آن ها را کتاب نامیده است. به تبیین اصول اعتقادى شیعه و برخى مطالب دیگر که با مسائل اعتقادى ارتباط دارد، پرداخته است.

وى هر عنوان را به ابواب مختلفى تقسیم کرده و در هر باب روایات متعددى را نقل کرده است. برخى از این عنوان ‏ها مانند باب الکفر والإیمان بیش از دویست باب دارند. البته تعداد ذکر شده در هر باب بسیار متغیر است؛ گاه در یک باب، تنها یک روایت ذکر شده، در حالى که در بعضى ابواب، ده ‏ها روایت آمده است.

عناوین اصلى اصول کافی:

1. کتاب العقل والجهل که تنها یک باب دارد، مشتمل بر 36 روایت است. توصیه ‏هاى امام کاظم علیه السلام به هشام، در این کتاب آمده است.

2. کتاب فضل العلم داراى ابواب پرشمارى است که مباحث برخى از آن ها عبارت ‏اند از: «وجوب دانش‏ پژوهى»، «آنان که از راه دانش نان مى ‏خورند»، «صفت علم»، «فضیلتِ دانش و دانشوران»، «نگارش و فضیلت آن»، «صفت عالم»، «تقلید»، «حق عالم»، «بدعت و رأى و قیاس» «نهى از سخن بدون دانش»، «وجود همه نیازمندى ‏هاى مردم در قرآن و سنت».

3. کتاب التوحید نیز به موضوعاتى چون: «حدوث عالم و پدید آورنده آن»، «پایین ‏ترین درجات شناخت خدا»، «نهى از سخن گفتن در کیفیت او»، «باطل کردن نظریه دیدن خدا»، «صفات ذات خدا»، «اراده و دیگر صفات فعل خدا»، «معانى اسماء الهى»، «مشیت و اراده»، «سعادت و شقاوت»، «جبر و قدر و امر بین الامرین» پرداخته شده است.

4. کتاب الحجة که پس از ایمان و کفر، گسترده ‏ترین بخش کتاب اصول کافى است، روایات زیادى در بیش از یکصد و سى باب، نقل شده که به سرفصل های آن به صورت کلى اشاره مى ‏شود:

5. کتاب الایمان والکفر، گسترده ‏ترین بخش

/ 1 نظر / 206 بازدید
...

سلام ممنون بسیار خوب