تنویر الایمان

برای اولین بار حاج حسن علی صاحب، اهل لکهنو که اخباری نیز بود از این کتاب، حدیث اذان و اقامه را نقل کرده و برای علی بن اسماعیل بن زین­العابدین حسینی سنجانی که وی نیز  ساکن نجف و اخباری است فرستاده است هر چند سنجابی نقل از تنویر الإیمان را در کربلا نوشته است چنانکه از انجام نسخۀ الفصول المهمّه که پیش از این نقل قرار گرفته، همین مطلب استفاده می­شود.

حاج حسن علی صاحب هم بنا بر آنچه در این نسخه آمده، از از واسطه یا واسطه­هایی نامعلوم از سید حسن خراز بحرینی که وی نیز ناشناخته است، نقل کرده است.

تنها متن شناخته شده از این کتاب حدیث اذان و اقامه همراه با ذکر شهادت ثالثه است که در مجموعه­ای در کتابخانه مسجد اعظم قم نگهداری می­شود. تاریخ کتابت دو کتاب قبل و بعد این نقل ؛یعنی الفصول المهمّه و  زاد السالک بنابه نقل فهرست نگار 1249 هـ است[1]؛ اما ظاهراً اشتباهی رخ داده است؛ چرا که پایان کتابت الفصول المهمّه بنابر آنچه در نسخه آمده 1293هـ است؛ اما نسخۀ زاد السالک در دسترس ما نبود تا به تاریخ کتابت آن دست یابیم ولی بنابه نقل آقا بزرگ تاریخ کتابت زاد السالک که ایشان از آن زاد السالکین نام می­برد به خط سنجابی در 1297هـ نوشته شده و وی نسخۀ آن را دیده است.[2] بنابراین می­توان نتیجه گرفت که حدیث اذان و اقامه که از تنویر الإیمان نقل شده در دهۀ آخر قرن سیزدهم کتابت شده است.

حدیث وجود شهادت ثالثه در اذان و اقامه را برای اولین بار علیمحمدفتحالدین حنفی (م 1365هـ)که حنفی مذهب بوده و به تشیع گروید[3] در فلکالنجاةفیالإمامةوالصلاة[4] که آن را در 1341هـ نوشته بود، از تنویر الإیمان نقل کرد.

تاکنون گزارش دیگری از این کتاب در دست نیست جز آنچه آیت الله شیخ محمد سند پس از نقل مطلب حنفی دربارۀ این حدیث در فلک النجاة،  از برخی فضلا نقل می­کند که نسخه­ای از این کتاب در پاکستان و در برخی کتابخانه­های عامه[5] وجود دارد.[6]

پس می­توان نتیجه گرفت که انتساب چنین کتابی به کلینی، بسیار مشکل است؛ چرا که هیچ یک از قدما  چنین کتابی را گزارش نکرده­اند.

دربارۀ متن این روایت نیز باید گفت تنها چیزی که در این روایت منفرداست، شهادت ثالثه است؛ ولی وجود شهادت ثالثه در برخی روایات در زمان شیخ صدوق از وجود این روایات در آن زمان حکایت دارد هر چند شیخ صدوق این روایات را جعلی دانسته است؛[7] اما برخی محققان با بررسی دقیق این موضوع چنین نظری را نپذیرفته و با دلایل متقن آن را رد کرده­اند.[8]

حاج حسن­علی صاحب

حاج­ حسن­علی صاحب اولین عالمی است که از تنویر الإیمان خبر داده است. از تاریخ وفات وی اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما از آنجا که فرزند وی سید محمد مرتضی متوفای 1337هـ است[9] می­توان حدس زد که وی در اوایل قرن چهاردهم وفات کرده است.

وی عالمی فاضل و محدثی فقیه و از ابزرگان اخبری لکهنو بود قبل از سال 1261هـ به زیارت خانۀ خدا رهسپار شد و از محضر عالمان عرب و عجم بهره برد. او در لکهنو در باغ شیخ گهاسی وزیر گنج سکونت داشت و با نواب جعفر حسین خان بن نواب کلب علیخان رابطه داشت. او به اردو و فارسی شعر می­سرود و جعفری تخلص می­کرد.[10]

آقابزرگ از چهار اثر وی یاد می­کند:

1.       أحکام الأئمة فی أحوال الحجة و القیامه، این کتاب چاپ شده است.[11]

2.       تحفه العوام‏ رساله­ای است عملیه در دو جزء که به زبان اردوست و در سال 1260هـ چاپ شده است.[12]

3.       تحفه العوام‏ فی الأدعیة و الزیارات، این کتاب نیز به چاپ رسیده است.[13]

4.       تحفه جعفری که مثنوی­ای است طویل به زبان اردو دربارۀ حیات معصومان (علیهم السلام) و برخی معجزات امیر­المؤمنین (علیه السلام).[14]در سال 1362 هـ چاپ شده است.[15]

 

سخنی در باب حدیث اذان و اقامه

این حدیث با تفاوتهایی که به اصل معنا ضرری نمی­رساند در دو کتاب شیخ صدوق؛ یعنی معانی الأخبار[16] و توحید[17] آمده است. نیز در جامع‏الأخبار[18]  بسی خلاصه­تر آمده است؛ اما در حدیث تنویر الإیمان و جامع الأخبار، امیر المؤمنین (علیه السلام) معنای اذان را از رسول الله (صلی الله علیه و آله) می­پرسند و در نقل شیخ صدوق امام حسین (علیه­السلام) معانی اذان را از امیر المؤمنین (علیه السلام) روایت می­کنند و دیگر آنکه شهادت ثالثه در هیچ از روایات جامع الأخبار و معانی الأخبار و توحید شیخ صدوق، وجود ندارد.

نکتۀ دیگر اینکه روایت جامع الأخبار مرسل است ولی روایت شیخ صدوق در توحید و معانی الأخبار دارای سند است و سند هر دو یکی است.

باید یادآور شد که در سند شیخ صدوق، کلینی یا حتی یکی از روایان کلینی نیز وجود ندارد.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث الأذان و الإقامة ارسله حاج حسن علی صاحب، الأخباری المذهب ساکن بلدة لکنهو[19] نقلاً من کتاب تنویر الإیمان للکلینی (رحمه الله)

قال: و قد نقل من عند السید حسن الخراز البحرینی فقط و هو هذا:

محمد بن یحیی عن أحمد بن محمد بن أبی­نصر عن أبی­الحسن الرضا (علیه السلام) عن أبیه عن آبائه عن أمیر­المؤمنین (علیه السلام) عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) أنّه قال:

لمّا أسری بی إلی السماء السادسة نزل ملک من السماء السابعة لم ینزل قبل ذلک الیوم قطّ فقال: الله أکبر الله أکبر. فقلت: کذلک الله ربی عزّ و جلّ حتّی فرغ من الأذان. فقال أمیر المؤمنین (علیه السلام): جعلت فداک یا رسول الله لأی شیء قال المؤذّن الله أکبر أربعاً و الباقی مثنی مثنی فبکی رسول الله (صلی الله علیه و آله) و بکینا لبکائه. ثمّ قال: أ تدری ما قال؟ قلت: الله و رسوله أعلم. قال:

 إنّ قول المؤذّن الله أکبر أوّلاً یقع علی قدمه و أزلیته و ابدیته و علمه و قوّته و قدرته و حلمه و کرمه و جوده و عطائه و کبریائه و إذا قال المؤذّن الله اکبر ثانیاً فإنّه یقول الله الذی له الخلق و الأمر بمشیئته کان الخلق و منه کلّ شیء و إلیه یرجع الخلق و هو الأوّل قبل کلّ شیء لم یزل و الآخر بعد کلّ شیء لا یزال و الظاهر فوق کلّ شیء لا یدرک و الباطن دون کلّ شیء لا یحدّ وهو الباقی و کلّ شی‏ء دونه فانٍ فالله علیم خبیر و علمه بما کان کعلمه بما یکون قبل أن یکون و إذا قال الله أکبر ثالثاً فیقول هو القادر علی کلّ شیء یقدر علی ما یشاء القوی بقدرته المقتدر علی خلقه القوی بذاته قدرته قائمة علی الأشیاء کلّها إذا قضى‏ أمراً فإنّمایقول له ﴿کن فیکون[20]‏ و إذا قال الله أکبر رابعاً فیقول إنّه یحلم کأنّه لا یعلم‏ و یصفح کأنّه لا یرى‏ و یغفر کأنّه لا یعصی لا یعجّل بالعقوبة کرماً و تصفّحاً و إنّه جواد جزیل العطاء کریم الفعال‏ فهو أکبر من أن یدرک کنهه و وصفه و کیفیته کأنّه یقول الله أجلّ من أن یدرک الواصفون قدر صفته الّذی هو موصوف به وإنّما یصفه الواصفون صفته علوّاً کبیراً فاللّه أعلى و أجلّ و هو الغنی عن عباده لا حاجة به إلى أعمال خلقه‏ّّّّّّّ

وأمّا قوله أشهد أن لا إله إلّا الله فإعلام بأنّ الشّهادة لا تجوز إلّا بمعرفة من القلب کأنّه یقول اعلم أنّه لا معبود إلّا اللّه عزّ و جلّ و أنّ کلّ معبود باطل سوى اللّه عزّ و جلّ و أقرّ بلسانی بما فی قلبی من العلم بأنّه لا إله إلّا هو اللّه و أشهد أن لا ملجأ من اللّه إلّا إلیه و لا منجى من شرّ کلّ ذی شرٍّ و فتنة کلّ ذی فتنةٍ إلّا باللّه‏  و فی مرّة الثّانیة أشهد أن لا إله إلّا اللّه معناه أشهد أن لا هادی لی إلّا اللّه‏  و لا دلیل لی إلّا اللّه‏  أشهد سکان السّماوات و سکان الأرض و ما فیهنّ من الملائکة و النّاس أجمعین و ما فیهنّ من الجبال‏ و الأشجار و الدوابّ و الوحوش و کلّ رطب و یابس بأنّی أشهد أن لا خالق إلّا اللّه و لا رزّاق و لا معبود و لا ضارّ ولا نافع و لا قابض و لا باسط و لا معطی و لا مانع و لا ناصح‏  و لا کافی ولا شافی و لا مقدّم و لا مؤخّر إلّا اللّه له الخلق و الأمر و بیده الخیر کلّه تبارک اللّه ربّ العالمین‏

وأمّا قوله أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه‏ فإنّه یدلّ علی أنّه یشهد بأنّه لا إله إلّا هو و أنّ محمّداً رسول الله عبده و رسوله و نبیه و صفیه و نجیبه أرسله إلى کافّة الناس أجمعین بالهدى‏ و دین الحقّ لیظهره على الدّین کلّه و لو کره المشرکون و أشهد من فی السّماوات و الأرض و النّبیین و المرسلین و الملائکة و النّاس أجمعین‏ و أنّ محمّداً سید الأوّلین و الآخرین‏ و فی المرّة الثّانیة أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه یقول لا حاجة لأحد إلى أحد إلّا إلى اللّه‏ الواحد القهّار الغنی عن عباده و الخلائق أجمعین و أنّه أرسل محمّداً إلى کافّة الخلق  بشیراً و نذیراً و داعیاً إلى اللّه بإذنه و سراجاً منیراً فمن أنکره و جحده و لم یؤمن به أدخله اللّه عزّ و جلّ نار جهنّم خالداً مخلّداً لا ینفک عنها أبداً

و أمّا قوله أشهد أنّ أمیر المؤمنین و إمام المتّقین علیاً ولی الله فکأنّه یقول قالت الملائکة قد تمّ علیکم یا أمّة  محمّد، ما بعث الله رسوله إلّا لیظهر نصره فعلیکم بعلی بن أبی­طالب فلا تضیعوا فإنّه إمامکم و عماد دینکم القیم و لا یقبل الله عمل عبد إلّا به فتعاهدوه یغفر الله لکم ذنوبکم و یکفّر عنکم سیئاتکم و لا تتولّوا عنه و فی المرّة الثانیة أشهد أنّ أمیر­المؤمنین و إمام المتّقین علیاً ولی الله فیقول یا عباد­الله لا تغفلوا عن ذمّة الله و ذمّة رسوله المصطفی یا معشر الناس إنّی قد أخبرتکم بما لا یتمّ دینکم و لا یستکمل إیمانکم و لا أذانکم و لا إقامتکم و لا صلاتکم و صومکم و حجّکم و لا خمسکم و لا زکاتکم و لا مبدؤکم و لا معادکم إلّا به و قد أظهر الله لکم فتمسّکوا به فإنّه حجّة الله علیکم بعد الرسول و إنّه حبل ممدود من الله إلیکم فاعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا ألا إنّه لا انقطاع له أبداً و لا تنازعوا و لا تخلفوا بعد ما جاءکم العلم بغیاً بینکم و عدواناً و لا تعتدوا حدود الله  ﴿و من یتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه[21]  ﴿و ما للظّالمین من أنصارٍ

/ 5 نظر / 83 بازدید
محمد

سلام بر محمود خان و سراپرده نور. همساده قبول نیست شما خیلی کم به من سر می زنی. محمدرضا زادهوش [گل][گل][گل][گل][گل]

سارا غفارزاده

با سلام خدمت جناب آقاي ملكي تراكمه اي من چند روز است كه كتابخانه ملي و كتابخانه هاي ديگر را جستجو مي كنم اما كتاب تنوير الايمان را نتوانسته ام پيدا كنم. اگر بتوانيد مرا در پيدا كردن اين كتاب ( حتي نسخه خطي آن ) كمك كنيد بي نهايت سپاسگزارتان خواهم شد. با تشكر فراوان

سارا غفارزاده

با سلام مجدد خدمت آقاي محمود ملكي تراكمه اي يك بار ديروز برايتان پيام گذاشتم و همچنان منتظرم به من پاسخ دهيد. از شما استدعا دارم كه بفرماييد كتاب تنوير الايمان را كجا مي توان پيدا كرد...... اگر برايتان امكان دارد آدرس ايميل خود را بفرماييد تا من سوالات ديگري را هم از خدمت شما بپرسم. بي نهايت سپاسگزار خواهم شد. با احترام

کاشانی

سلام.اگر لطف کنید آدرس ایمیل خود را بدهید یک سوال ضروری راجع به متنی که نوشته اید و واقعا قابل استفاده است دارم.

مهدی

هر لحظه در مصیبت تو گریه میکنم بارانم و به غربت تو گریه میکنم گاهی مرید گریة یعقوب میشوم از شدت مصیبت تو گریه میکنم... یک شب بدون گریه نخوابیده چشم من در حسرت زیارت تو گریه میکنم شب ها ز سوز مقتل تو آه میکشم تا صبح سر به تربت تو گریه میکنم ای تکه تکة لب خشکیده ات، دلم بر قصه شهادت تو گریه میکنم حتی عدو به لطف عمیمت امید داشت از این همه محبت تو گریه میکنم فردا که چشم امت جدت به سمت توست ... بر جلوة قیامت تو گریه میکنم خواندی به روی منبر نی... کهف و الرَّقیم! یک عمر بر تلاوت تو گریه میکنم