سراپرده نور

آشنایی با الکافی مهم ترین کتاب حدیثی شیعه اثر دانشمند فرزانه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی

با کافی آشنا شویم
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: کلینی ،کافی

مقدمه مرحوم استاد دکتر حسین علی محفوظ بر کتاب الکافی

از آنجا که کتاب شریف الکافی از بهترین کتابهای شیعه و جامع اصول اعتقادی و فروع فقهی است از این رو تصمیم گرفتیم مقدمه استاد دکتر حسین علی محفوظ در معرفی این کتاب شریف را ترجمه کرده، در اختیار خوانندگان گرامی قرار دهیم.  ما به تدریج این مقدمه را بازگردان کرده، در وبلاگ قرار خواهیم داد.[1]

در اینجا شایسته است به مطلبی که امروز 14 اسفند 1378 ش از جناب آقای طالعی دربارۀ این مقدمه شنیدم اشاره کنم. ایشان فرمودند که در آبان ماه سال 1386 که مرحوم محفوظ به قم آمده بودند به من گفتند: « من به خاطر ارادت فوق العاده­ای که به مرحوم کلینی دارم وصیت کرده­ام که یک نسخه از این رساله ( همین مقدمه بر کافی ) را در کفن من بگذارند به امید اینکه ان شاء الله از شفاعت کلینی در قیامت بهره­مند شوم.»

ترجمه مقدمه مرحوم استاد دکتر حسین علی محفوظ بر کتاب الکافی

بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث نزد شیعه

اولین کتاب حدیثی که در اسلام تألیف شد، کتاب علی (علیه السلام) است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را املا کرد و علی (علیه السلام) آن را در صحیفه­ای نوشت همۀ حلالها و حرامها در آن وجود داشت. نیز آن حضرت صحیفه­ای در دیات داشت که بر جلد غلاف شمشیر می­بست و بخاری از آن نقل کرده است.



[1]. اگر در این مقدمه یا پاورقی­های آن مطلبی را ااضافه کردیم در قلاب قرار خواهیم داد.


ترجمه مقدمه مرحوم استاد دکتر حسین علی محفوظ بر کتاب الکافی

بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث نزد شیعه

اولین کتاب حدیثی که در اسلام تألیف شد، کتاب علی (علیه السلام) است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را املا کرد و علی (علیه السلام) آن را در صحیفه­ای نوشت همۀ حلالها و حرامها در آن وجود داشت. نیز آن حضرت صحیفه­ای در دیات داشت که بر جلد غلاف شمشیر می­بست و بخاری از آن نقل کرده است.

سپس ابورافع قبطی شیعی مولای پیامبر (صلی الله علیه و آله) کتاب السنن و الأحکام و القضایا را تدوین کرد. پس از آن دانشمندان در طی قرون کتابهای بسیار و اصول ارزشمندی را نوشتند که عده­ای از محدثان ثقه آنها را در مجموعه­های حدیثی جمع و تهذیب کردند که چه بسا بهترین آنها الکافی کلینی متوفای 329هـ ، کتاب من لا یحضره الفقیه ابن بابویه متوفای 381هـ ، تهذیب الأحکام و استبصار شیخ طوسی متوفای460هـ است. پس ‍[ از اینها کتابهایی در مرتبه بعد قرار دارند که عبارتند از]: جامع الأخبار فی إیضاح الإستبصار از شیخ عبد اللطیف بن ابی­جامع حارثی هَمْدانی عاملی شاگرد شیخ بهایی عاملی متوفای سال 1050هـ و الوافی فیض [کاشانی] متوفای 1091هـ و تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة از محمد بن حسن حر عاملی متوفای 1104هـ و بحار الأنوار مجلسی متوفای 1110 هـ و العوالم در صد مجلد از شیخ عبدالله بن نورالله بحرانی معاصر مجلسی و الشفاء فی حدیث آل المصطفی از شیخ محمد رضا بن عبداللطیف تبریزی متوفای 1185هـ و جامع الأحکام در بیست و پنج مجلد از سید عبدالله شبر متوفای 1246هـ [کذا و 1242هـ صحیح است] و مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل از حاج میرزا حسین نوری طبرسی ‍[ظاهراً طبری صحیح­تر است] و بسیاری از کتابهای این چنینی.

عالمان شیعی و راویان اخبار آل محمد (صلی الله علیه و آله) همواره اهتمام به روایت و تحمل و نقد و جمع و ترتیب حدیث و فنون درایة الحدیث و تعدیل راویان و تحقیق تاریخ و رجال حدیث را از یکدیگر به ارث برده­اند و اجازات مبسوط آنان در این باره بسیار است تا آنجا که مقدار برخی از آنها به چندین مجلد رسیده است ولی اجازات کوچک­تر، آن قدر  پراکنده است که به شمارش نمی­آید که بعضی از آنها در  چند مجموعۀ مشهور گرد آمده است که آکنده از فواید و سخنان کمیاب است.

من به عنوان دلیل توجه و اهتمام شیعه به حدیث به روایتی که ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبری در کتاب دلائل الإمامة آورده است، بسنده می­کنم. وی می­نویسد:

« مردی خدمت فاطمه (علیها السلام) رسید و گفت: ای دختر رسول خدا آیا رسول خدا چیزی نزد شما به جا گذاشته است که آن را به من هدیه دهی؟ حضرت فرمود: ای خادم آن پارچۀ ابریشمی را بیاور. خادم به جستجو پرداخت اما آن را نیافت. حضرت فرمود: وای بر تو آن را پیدا کن؛ چرا که این به اندازۀ حسن و حسین برای من ارزش دارد. خادم آن را جست  و  آن در پارچه­ای پیچیده شده بود و در آن چنین آمده بود: محمدِ پیامبر گفت: کسی که همسایه­اش از  آزارش آرامش نداشته باشد از مؤمنان نیست و هر که به خدا و روز قیامت ایمان دارد نباید همسایه­اش را آزار دهد و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد ‍[ برای سخن گفتن] باید سخن خوب بگوید یا [ اگر چنین نمی­تواند] سخن نگوید. آری چنین است که خدا نیکوکار بردبار عفت پیشه را دوست دارد و  بی­حیای بخیل بسیار خواهندۀ اصرار کننده در خواهش را دشمن می­دارد. همانا حیا از ایمان و ایمان در بهشت و ناسزا و فحش از بی­حیایی و بی حیایی در آتش است.»

و امام باقر (علیه السلام) فرمود: « ای جابر حدیثی که از شخص راستگویی دربارۀ حلال و حرام به تو برسد برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن می­تابد تا هنگامی که غروب کند.»

و امام صادق (علیه السلام) فرمود: « یک حدیث دربارۀ حلال و حرام که از راستگویی فراگیری برای تو از دنیا و آنچه طلا و نقره در آن است بهتر است.»

و در اخبار دربارۀ اهتمام یاران ائمه به فراگیری حدیث از امامان و سفر برای یادگیری حدیث از اصحاب حدیث و فضیلت دانستن آن و تشویق به حدیث فراوان است.

و احادیث دربارۀ ترغیب به فراگیری علم و واجب بودن آن و پایداری در امر دین و احتیاط در آن و فراگیری سنت بسیار فراوان است.

 و امام باقر (علیه السلام) می ­فرمود:« اگر جوانی از جوانان شیعه را نزد من می­آوردند که علم دین را نیاموخته بود حتماً او ر ا تنبیه می­کردم.»

و همچنین از زیباترین سخنانی که از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که  تواضع فراوان اهل بیت و عنایت شگفت آنان - که به غایتش کس نرسد و نهایتش را کسی درنیابد- به حفظ سنتهای الهی و سنتهای رسول خدا را می­رساند، داستان مقابلۀ روایتی است که امام (علیه السلام) از آن آگاه بودند با اصلی که نزد دوستدار آنان جابر بن عبدالله انصاری وجود داشت، بر اینکه آنان حافظ روایات و سرچشمۀ همۀ فضیلتها هستندو علم الهی از آنان شروع می­شود. آثار مکنون نبوت از آنان ظاهر می­شود و فضیلت عصمت به آنان داده شده که کسی نمی­تواند در آنان عیبی بیابد. و امام این روایت را فرمود فقط به دلیل اینکه مردم را راهنمایی کند و به شیعیان بیاموزد چنین فرمود تا بر روش آنان مشی کنند و قانونهای آن امانت ذخیره شده را از آنان فراگیرند و داستان چنین است:

«... از امام صادق (علیه السلام)  روایت شده که فرمود: پدرم به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: من با تو کارى دارم، چه وقت برایت آسان‏تر است که ترا تنها ببینم و از تو سؤال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهى، پس روزى با او در خلوت نشست و به او فرمود: در بارۀ لوحى که آن را در دست مادرم فاطمه (علیها السلام) دختر رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) دیده‏اى و آنچه مادرم به تو فرمود که در آن لوح نوشته بود، به من خبر ده.

جابر گفت: خدا را گواه می­گیرم که من در زمان حیات رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) خدمت مادرت فاطمه (علیها السلام) رفتم و او را به ولادت حسین (علیه السلام) تبریک گفتم، در دستش لوح سبزى دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبى سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید (درخشان) بود.

به او گفتم: دختر پیغمبر! پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود: لوحى است که خدا آن را به رسولش (صلّى اللَّه علیه و آله) اهدا کرد، اسم پدرم و اسم شوهرم و اسم دو پسرم و اسم اوصیا که فرزندانم هستند در آن نوشته است و پدرم آن را به عنوان مژدگانى به من عطا کرد.

جابر گوید: سپس مادرت فاطمه (علیها السلام) آن را به من داد. من آن را خواندم و رونویسى کردم پدرم به او گفت: اى جابر! آن را بر من عرضه میدارى؟ گفت: آرى. آنگاه پدرم همراه جابر به منزل او رفت، جابر ورق صحیفه‏اى بیرون آورد. پدرم فرمود: اى جابر، تو در نوشته‏ات نگاه کن تا من برایت بخوانم، جابر در نسخه خود نگریست و پدرم قرائت کرد، حتى حرفى با حرفى اختلاف نداشت.

آنگاه جابر گفت: خدا را گواه می­گیرم که این گونه در آن لوح نوشته دیدم‏... .»[1]

روش کلینی

روش کلینی در تاریخ، کتابهای رجالی و  مشیخه­های حدیثی مشهور و کتاب با ارزش و بزرگ او؛ یعنی الکافی به چاپ رسیده است.

فضیلت اشتهار و نام زیبا و نشر اسمش روزی آن شده است. فقیهان همواره چشم بدان دوخته و به آن نظر دارند. محدثان برای فهم زیبایی­ و بهره از نورش بدان رو آورده­اند.

این کتاب، یاری رسانِ راویان آثار نبوت، حافظان علم آل محمد (صلی الله علیه و آله) و حامیان شریعت اهل بیت و راویات اخبار شیعه است. پیوسته در استنباط فتوا به آن استناد می­کنند. و سزاست که در استخراج احکام بدان اعتماد کنندو بجاست که شیعیان این کتاب را از یکدیگر به ارث برند‍[ و بر حفظ آن کوشا باشند] شایسته است که بر آموختن آن تلاش کنند و  نیکوست که به احادیث زیبا و کلمات گوهر گونه و حکمتهای تازۀ آن توجه شود.



[1]. الکافی، ج1، ص527. ترجمه از سید جواد مصطفوی.