سراپرده نور

آشنایی با الکافی مهم ترین کتاب حدیثی شیعه اثر دانشمند فرزانه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی

جایگاه احمد بن اسحاق در اسانید کافی
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: کافی - الکافی ،احمد بن اسحاق ،بکر بن محمد ،سعدان بن مسلم

زندگی

ابو علی، احمد بن اسحاق بن عبد الله بن سعد بن مالک احوص اشعری قمی، بزرگ و پیشوای قمی­ها و فردی ثقه بود. او از امام جواد و امام هادی علیهما السلام روایت می­کرد و از خاصانِ امام حسن عسکری علیه السلام بود. به دیدار امام عصر علیه السلام نیز نایل آمد.[1] و از جانب آن حضرت توقیعی در وثاقت احمد صادر شد.[2]

باید توجه داشت که احمد بن اسحاقی جز اشعری وجود دارد که به رازی شناخته شده است و سهل بن زیاد یک بار در کافی از وی روایت کرده است.[3]

کتاب ها

نجاشی و شیخ طوسی دو کتاب برای احمد بن اسحاق یاد کرده­اند.



[1]. رجال نجاشی، ص91، عدد225؛ فهرست شیخ، ص63، عدد78؛ رجال الطوسی، ص373؛ و 397و برای آگاهی از شرح حال وی رک: رجال کشی، ص 557- 558؛ رجال برقی، ص 56، و ص 59، و 60؛ و معالم العلماء، ص 14؛ ورجال ابن داود، ص 24؛ خلاصة الاقوال، ص 15؛ ونقد الرجال، ج 1، ص105؛ منتهی المقال، ج1 ، ص233؛  و تنقیح المقال، ج 5، ص301؛ معجم رجال الحدیث، ج2، ص 50؛ و ص 51؛ و ص 52، و ص 55.

[2].  الغیبه، ص417.

[3]. کافی، ج5، ص 271، ح3.


هر دو مسائل الرجال لابی الحسن الثالث علیه السلام را نام برده­اند؛ اما نجاشی نام کتاب دیگر را علل الصوم و شیخ علل الصلاة گفته است. به نظر می­رسد این دو کتاب در واقع یکی باشند و یکی از این دو نام مصحَّف دیگری باشد؛ چرا که صلاة در رسم الخط قدیم که همان خط کوفی است به صورت «صلوة» نوشت می­شد. از این رو به سبب شباهت صوم و صلوة احتمال تصحیف بعید نیست. مؤیِّد دیگر برای این که این دو یکی هستند نه دو کتاب، وصف «کبیر» است که در کلام شیخ و نجاشی برای هر دو کتاب آمده است. اکنون پرسش این است که کدام یک به دیگری تصحیف شده و نام درست چیست؟

ابن­شهر آشوب در معالم العلماء – که در حقیقت فهرست شیخ را بدون ذکر طرق دربردارد به همراه زیادتی­هایی از ابن شهر­آشوب- از این کتاب به علل الصلاة یاد کرده است.

شیح صدوق در علل الشرایع از امام هادی هلیه السلام روایت می­کند که راوی آن یاسر خادم است و احمد بن اسحاق از یاسر روایت می­کند. شیخ صدوق این روایت را در بابی می­آورد که در آن علتی دربارۀ سجود را بیان می­کند. عنوان باب و روایت احمد بن اسحاق چنین است:

باب العلة التی من أجلها لا یجوز السجود إلّا على الأرض أو على ما أنبتت الأرض إلّا ما أکل أو لبس‏

أبی رحمه الله قال حدثنا محمد بن یحیى العطار عن محمد بن أحمد عن علی بن الحسن عن أحمد بن إسحاق القمی عن یاسر الخادم قال: مر بی أبو الحسن علیه السلام‏: و أنا أصلّی على الطبری و قد ألقیت علیه شیئاً فقال لی: ما لک لا تسجد علیه أ لیس هو من نبات الأرض قال محمد بن أحمد: و سألت أحمد بن إسحاق عن ذلک فقال قد رویتُه‏

از این سند روشن است که احمد بن اسحاق راوی دو کتاب سعدان بن مسلم و بکر بن محمد نیست، به نظر می­رسد این حدیث را احمد بن اسحاق شفاهی از یاسر شنیده یا در کتاب یاسر بوده و از ان نقل کرده است، از این رو احتمال این است که این حدیث در کتاب علل الصلاةِ احمد بن اسحاق بوده و شیخ صدوق آن را در علل الشرایع ذکر کرده است و این تناسب میان این حدیث و کتاب علل الصلاة آشکار است. و گمان می­رود این کتاب در اختیار شیخ صدوق بوده و شیخ، حدیثی از آن را در علل الشرایع روایت کرده است.

حاصل سخن آن که با این قرینه­ها ظاهراً نام صحیح کتاب احمد بن اسحاق علل الصلاة است، هر چند هنوز تردید به جای خود باقی است.

از کلینی تا احمد بن اسحاق

واسطه های میان کلینی و احمد بن اسحاق در کافی چهار نفرند: حسین بن محمد، احمد بن ادریس، احمد بن محمد[1] و محمد بن یحیی. البته در یک مورد میان کلینی و احمد سه واسطه وجود دارد.[2]

جغرافیای اسناد مربوط به احمد بن اسحاق

از ویژگی های تاریخ حدیث شیعه این است که اسناد آن بازگوی سیر تاریخی آن احادیث است.[3] اسنادی مربوط به احمد بن اسحاق در کافی نیز همین گونه است که با بررسی آنها این حقیقت روشن تر می شود. در ادامه جغرافیای یکایک اسناد را بررسی می کنیم:

  1. حسین بن محمد از احمد بن اسحاق از بکر بن محمد ( کافی، ج1، ص448؛و ج2، ص141؛ و ص177؛ و ص183؛ و ص194؛ و ص289؛ و ص400؛ و ص535؛ و ص623؛ وج3، ص274؛ و ج 5، ص451؛ و ج6، ص 194؛ و ص199؛ و ص 305؛ و ص 421)

حسین بن محمد همان ابو عبد الله اشعری قمی، شیخ کلینی، است.[4] بکر بن محمد هم کوفی و صاحب کتاب است.[5] احمد بن اسحاق راوی کتاب بکر بن محمد است؛ یعنی احادیثی که که با این سند روایت شده در کتاب بکر بن محمد بوده و بوسیلۀ احمد بن اسحاق از کوفه به قم منتقل شده و از طریق حسین بن محمد به دست کلینی رسیده است.

  1. حسین بن محمد از احمد بن اسحاق از سعدان بن مسلم ( کافی، ج1، ص 33؛ و ص 143؛ و ص 468؛ و ج2 ، ص 192؛ و ص 194؛ و ص 267؛ و ص 477؛ و ص 490؛ و ص 534؛ و ص 549؛ و ص 658؛ و ج3، ص20؛ و ص72؛ و ص 174؛ و ص 204؛ و ص 217؛ و ص 488؛ و ج4، ص 74؛ و ص 95؛ و ص 165؛ و ج5، ص49؛ و ص 54؛ و ص451؛ و ص 452؛ و ص 521؛ و ص 554؛ و ج6 ، ص 347؛ و ص 389؛ و ص 503؛ و ص 510؛ و ص 531؛ و ج 7، ص 78)

حسین بن محمد، قمی است. درباره محل زندگی سعدان بن مسلم تصریحی وجود ندارد؛ اما ابن قولویه در ضمن سندی از سعدان به عنوان قائد ابو بصیر یاد می کند[6] و چون ابو بصیر کوفی است[7] قائد او هم به تبع کوفی است؛ بنابراین این اسناد نشان دهنده این است که احادیثی با چنین اسنادی از « اصل سعدان»[8]  که کوفی بوده بوسیله احمد بن اسحاق قمی  از کوفه به قم آورده شده و احمد آن را برای حسین بن محمد و او نیز برای کلینی روایت کرده است.

  1. احمد بن ادریس از احمد بن اسحاق ( کافی، ج 1، ص 97) این حدیث با توجه به تعبیر « انّه کتب إلی ابی الحسن علیه السلام» به نظر می رسد از مسائل الرجال خود احمد بن اسحاق باشد که احمد بن ادریس راوی آن است هر چند ممکن است این حدیث شفاهی به احمد بن ادریس رسیده باشد.
  2. احمد بن ادریس از احمد بن اسحاق از سعدان بن مسلم ( کافی، ج5، ص 526؛ و ج7، ص 78)

احمد بن اسحاق اصلِ سعدان کوفی را برای احمد بن ادریس قمی و هم برای کلینی روایت کرده است. و این نشان می دهد که کلینی علاوه بر طریقی که در چند سطر بعد از آن سخن خواهیم گفت، دو طریق به اصل سعدان داشته است یکی از طریق احمد بن ادریس و دیگری از طریق حسین بن محمد اشعری.

  1. محمد بن یحیی از احمد بن اسحاق. به نظر می رسد با توجه به تعبیر احمد که می گوید « دخلت علی ابی محمد علیه السلام فسألته أن یکتب»( کافی، ج1، ص 513) این حدیث از مسائل الرجال خود احمد بن اسحاق باشد. تذکر این نکته لازم است که نام کتاب احمد بن اسحاق مسائل الرجال الی ابی الحسن الثالث علیه السلام است ولی در اینجا احمد بن اسحاق با امام حسن عسکری علیه السلام مکاتبه کرده است. بعید نیست احمد بن اسحاق این سوال را هم در مسایل الرجال خود نوشته است ولی نام کتاب به دلیل فراوانی سؤالات از امام هادی به نام آن امام شهرت یافته است.
  2. محمد بن یحیی از احمد بن اسحاق از بکر بن محمد ( کافی ج1، ص 448)  احمد بن اسحاق قمی راوی کتاب بکر بن محمد است و از طریق او این کتاب به محمد بن یحیی و در نهایت به کلینی رسیده است بنابراین کلینی دو طریق به کتاب بکر بن محمد دارد. یکی از طریق حسین بن محمد و دیگری از طریق محمد بن یحیی.
  3. محمد بن یحیی از احمد بن اسحاق از سعدان بن مسلم ( کافی، ج1، ص 143؛ و ج3، ص 72؛ و ص 488؛ و ج6، ص389) این نشانگر آن است که کلینی علاوه بر دو طریقی که گذشت طریق سومی هم به اصل سعدان بن مسلم داشته است.
  4. محمد بن یحیی از احمد بن اسحاق از ابو هاشم جعفری ( کافی، ج1، ص 328). از آنجا که ابو هاشم دارای اخبار و مسائلی است ممکن است آنها را در کتاب خود گرد آورده باشد[9] و احمد بن اسحاق نیز این کتاب را برای محمد بن یحیی شیخ کلینی روایت کرده باشد. از آنجا که ابوهاشم ساکن بغداد بوده[10]، به طور طبیعی احمد بن اسحاق او را در بغداد دیده است. پس این روایت بوسیله احمد از بغداد به قم آورده شده است. هر چند احتمال این وجود دارد که این نقل شفاهی باشد.
  5. علی بن محمد از بعض اصحابنا از عبد الله بن عامر از احمد بن اسحاق ( کافی، ج7، ص296) این حدیث هم ظاهراً  از مسایل الرجال است هرچند مکاتبه با امام حسن عسکری علیه السلام است توضیح آن در شماره 5 گذشت.

راویان این حدیث همه قمی هستند. عبدالله بن عامر بن عمران اشعری قمی است.[11] علی بن محمد بن عبدالله نیز قمی است[12] در نتیجه « بعض اصحابنا» هم که واسطه دو قمی است نیز قمی خواهد بود. بنابراین این حدیث در مسائل الرجال احمد بن اسحاق بوده و از طریق ذکر شده به کتاب کافی راه یافته است.

  1. محمد بن یحیی از احمد بن محمد از احمد بن اسحاق ( کافی، ج7، ص 10) این حدیث از مسائل الرجال احمد بن اسحاق است. احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی آن را برای محمد بن یحیی و محمد هم برای کلینی روایت کرده است. این را باید ذکر کنیم که تنها مورد در کافی که محمد بن یحیی از احمد بن اسحاق با واسطه روایت می کند، همین است. هرچند شیخ صدوق در علل الشرایع روایتی نقل کرده که در سند آن میان احمد بن اسحاق و محمد بن یحیی دو نفر واسطه هستند.[13]

این اسناد نقش احمد بن اسحاق در انتقال میراث حدیثی کوفه به قم، نقش خود او در ثبت احادیث و در یک مورد انتقال حدیث بغداد به قم را نشان می دهد. بیشترین احادیث را احمد بن اسحاق از سعدان بن مسلم و بکر بن محمد روایت می کند و با توجه به این که نجاشی و شیخ طوسی این دو را دارای اصل و کتاب دانسته اند و در طریقشان هم احمد بن اسحاق قرار دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت که کلینی با دو واسطه به اصل سعدان و کتاب بکر  دسترسی داشته و راوی این دو کتاب و اصل هم احمد بن اسحاق است.

در اینجا لازم است از سه کتابی که کلینی از آنها از طریق احمد بن اسحاق در کافی استفاده کرده، بیشتر سخن بگوییم.

سه مصدر از منابع کافی

  1. اصل سعدان بن مسلم

سعدان بن مسلم عامری عبدالرحمان نام  و سعدان لقب اوست. او از امام صادق علیه السلام . امام کاظم علیه السلام روایت می کند.[14] دارای « اصل» بوده که شیخ طوسی این اصل را چندین طریق روایت می کند و احمد بن اسحاق در یکی از این طرق راوی اصل سعدان است. طرق شیخ طوسی به این اصل چنین است:

جماعة عن أبی المفضّل عن ابن بُطّة عن احمد بن محمد بن عیسی عن محمد بن اسماعیل بن بزیع عن محمد بن عذافر عنه

جماعة عن أبی المفضّل عن ابن بُطّة عن احمد بن محمد بن عیسی عن محمد بن اسماعیل بن بزیع عن صفوان بن یحیی عنه

ابن أبی جید عن ابن الولید عن الصفّار عن العباس بن معروف عنه

ابن أبی جید عن ابن الولید عن الصفّار عن أبی طالب عبدالله بن الصلت القمی عنه

ابن أبی جید عن ابن الولید عن الصفّار عن احمد بن اسحاق عنه[15]

اما طریقی که احمد بن اسحاق در آن آمده با طریق کلینی کاملاً مطابق نیست. در طریق شیخ طوسی صفار از احمد بن اسحاق روایت می کند ولی در طریق کلینی محمد بن یحیی، احمد بن ادریس و حسین بن محمد از احمد بن اسحاق روایت می کنند. به هر حال طریق کلینی با طریق شیخ طوسی متفاوت است ولی مسلم است که این اصل در اختیار کلینی بوده و از منابع کافی به شمار می رود و کثرت اسناد نیز دلیلی روشن بر این نظر است.

نکته دیگری که با استفاده از طرق شیخ طوسی بدست می آید این است که با توجه به فهرست ابن ولید[16] و ابن بُطَّه[17]، شیخ طوسی اصل سعدان را از طریق این دو فهرست روایت می کند[18] و این می رساند که این اصل مورد اعتنای اصحاب بوده است.

نجاشی نیز کتابی به سعدان نسبت داده که طریق وی به کتاب چنین است: « له کتاب یرویه جماعة أخبرنا ابن شاذان قال: حدثنا علی بن حاتم قال: حدثنا محمد بن جعفر قال: حدثنا خالی علی بن محمد قال: حدثنا محمد بن عیسى بن عبید عن سعدان»[19]‏ می توان احتمال داد که این کتاب همان اصلی است که شیخ طوسی به سعدان نسبت داده است.

  1. کتاب بکر بن محمد

ابو محمد بکر بن محمد بن عبدالرحمان بن نعیم ازدی غامدی از بزرگان شیعه و از خانواده ای بزرگوار کوفی است. وی را ثقه دانسته اند. نجاشی او را دارای کتابی دانسته است که عده ای از اصحاب آن برای او روایت کرده اند. نجاشی در این میان دو طریق را ذکر می کند که چنین است:

محمد بن علی قال: حدثنا احمد بن محمد بن یحیی قال: حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری قال: حدثنا احمد بن اسحاق عن بکر بن محمد بکتابه

محمد بن علی بن خشیش التمیمی المقرئ قال: حدثنا محمد بن علی بن دحیم قال: حدثنا ابی قال: حدثنا احمد بن احمد عن بکر بن محمد

چنانکه می بینیم طریق نجاشی به بکر بن محمد یکسان نیست اما با توجه به کثرت اسناد کلینی به بکر بن محمد از طریق احمد بن اسحاق، می توان به این اطمینان رسید که کتاب بکر بن محمد از مصادر کتاب کافی است.

شیخ طوسی نیز بکر بن محمد را دارای اصلی دانسته که به احتمال قوی با کتاب بکر در رجال نجاشی یکی است. طریق شیخ به اصل بکر این گونه است:

أخبرنا به ابن أبی جید عن محمد بن الحسن بن الولید عن الصفار عن العباس بن معروف و أبی طالب عبد الله بن الصلت القمی عنه.[20]

با توجه به اینکه ابن ولید[21]و عبد الله بن جعفر حِمیری[22] دارای فهرست هستند و نجاشی و شیخ از طریق این دو فهرست کتاب بکر را روایت می کنند، می توان گفت که این کتاب مورد توجه اصحاب بوده است.[23]

  1. مسائل الرجال لابی الحسن الثالث علیه السلام

نجاشی و شیخ طوسی از کتابی با عنوان مسائل الرجال لابی الحسن الثالث علیه السلام از احمد بن اسحاق نام برده اند.

 از تعبیر نجاشی یعنی «جمعه» دانسته می شود که این کتاب را خود احمد بن اسحاق گرد آورده است و شامل پاسخ به سؤالات گردآورنده و دیگران است.[24] در روایتی از احمد بن اسحاق در کافی این گونه آمده است:

 احمد بن اسحاق قال کتبت الى ابی الحسن الثالث علیه السلام اسأَله عن الرؤیة و ما اختلف فیه الناس فکتب‏ ... .[25]  از این تعبیر می توان فهمید که به احتمال قوی کلینی مسائل الرجال را در اختیار داشته و به واسطه احمد بن ادریس از آن استفاده کرده است. سایر موارد در شماره های قبل آورده شود.

تعداد روایات احمد بن اسحاق در کافی

عنوان احمد بن اسحاق 54 بار در کتاب کافی آمده است. یک مورد احمد بن اسحاق رازی است. یک بار نام وی در داستانی آمده نه در سند[26]؛ بنابراین این دو مورد از شمار روایات احمد حذف می شود. با شمارش اسناد حیلوله ای تعداد روایات وی به 56 روایت می رسد. تفصیل راویان از احمد چنین است:

یک مورد ابو عمرو از احمد بن اسحاق[27]. در 42 سند حسین بن محمد از احمد بن اسحاق روایت می کند. در پنج مورد احمد بن ادریس راوی از ابن اسحاق است. در شش سند محمد بن یحیی از احمد روایت می کند. در یک مورد احمد بن محمد بن عیسی از احمد اسحاق روایت می کند.[28] در یک سند هم عبدالله بن عامر راوی از احمد بن اسحاق است.[29]

در اینجا به بیان مروی عنه های از احمد بن اسحاق و تعداد روایات احمد از آنها می پردازیم:

احمد بن اسحاق از سعدان بن مسلم: 31 روایت

احمد بن اسحاق از بکر بن محمد: 14 روایت

احمد بن اسحاق از ابوالحسن الثالث: 2 روایت

احمد بن اسحاق از ابوهاشم جعفری: 1 روایت

احمد بن اسحاق از ابو محمد ( امام حسن عسکری علیه السلام): 2 روایت[30]

 

 

 

 

کتابنامه

  1. الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، 1409ق، قم: مؤسسه امام مهدی عج.
  2. رجال طوسی، محمد بن حسن طوسی، 1415ق، قم: انتشارات جامعه مدرسین.
  3. رجال نجاشی، احمد بن علی بن احمد، 1416، قم: انتشارات جامع مدرسین.
  4. علل الشرائع، محمد بن علی بن بابویه صدوق ، قم: داوری
  5. الغیبه، محمد بن حسن طوسی، 1411ق، قم: بنیاد معارف اسلامی.
  6. فهارس الشیعه، مهدی خدامیان آرانی، 1431ق، قم: مؤسسه کتابشناسی شیعه.
  7.  فهرست، محمد بن حسن طوسی، 1420ق، قم: کتابخانه محقق طباطبایی.
  8. کافی، محمد بن یعقوب کلینی، 1365ش، تهران: اسلامیه.
  9. کافی، محمد بن یعقوب کلینی، 1430ق/1387ش، قم: دار الحدیث.
  10. کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، 1398ق، نجف: مرتضوی.


[1]. کافی، ج2، ص177. البته از آنجا که حسین بن محمد از احمد بن اسحاق بدون واسطه نقل می کند در اینجا« احمد بن محمد» به عنوان واسطه حسین بن محمد و احمد بن اسحاق  آمده است، زیادتی در سند است و نسخه ها هم قریب به اتفاق، احمد بن محمد در آنها نیامده است. رک: کافی (دار الحدیث)، ج3، ص455.

[2]. کافی، ج7، ص 10.

[3]. برای آگاهی بیشتر با انتقال میراث رک: رک: مقاله «سیر انتقال میراث مکتوب شیعه در آینۀ فهرست ها» از روح الله شهیدی، فصلنامه علوم حدیث، شماره های 44، ص140.

[4].  رجال نجاشی، ص66، عدد156؛ رجال طوسی، ص 424، عدد6106.

[5]. رجال نجاشی، ص108، عدد273.

[6]. کامل الزیارات، ص216.

[7]. رجال طوسی، ص 321، عدد4792.

[8]. فهرست شیخ، ص 226، عدد336.

[9]. فهرست شیخ، ص181، عدد277.

[10]. الخرائج و الجرائح، ج2، ص672؛ و فهرست شیخ، ص181، عدد277.

[11]. رجال النجاشی، ص 217، عدد570.

[12]. رک: رجال النجاشی، ص261، عدد683؛ و کافی، ج5، ص81.

[13]. علل الشرائع، ج2، ص341.

[14]. رجال نجاشی، ص192، عدد515.

[15]. فهرست شیخ، ص 226، عدد336.

[16]. رجال نجاشی، ص 33، ترجمه اسماعیل بن جابر جعفی.

[17]. رجال نجاشی، ص372، عدد1019.

[18]. فهارس الشیعه، ص 65؛ و ص87.

[19]. رجال نجاشی، ص192، عدد515.

[20]. فهرست شیخ، ص 95، عدد126.

[21]. رجال نجاشی، ص 33، ترجمه اسماعیل بن جابر جعفی.

[22]. فهرست شیخ، ص 294، عدد440.

[23]. فهارس الشیعه، ص 64؛ و ص79.

[24]. برای آشنایی با کتابهای مسائل الرجال رک: مقاله «کتب مسائل در نگارشهای حدیثی با تأکید بر مسائل علی بن جعفر» از احسان سرخه­ای، فصلنامه علوم حدیث، شماره های 37 و 38، ص 32.

[25]. کافی، ج1، ص97.

[26]. کافی، ج1 ، ص 517.

[27]. کافی، ج1، ص 330.

[28]. رک: عنوان« جغرافیای اسناد مربوط به احمد بن اسحاق» ش10

[29]. رک: عنوان« جغرافیای اسناد مربوط به احمد بن اسحاق» ش9

[30]. منبع این روایات در مباحث گذشته آمده است.