سراپرده نور

آشنایی با الکافی مهم ترین کتاب حدیثی شیعه اثر دانشمند فرزانه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی

نگاهى به شرح کافی اثر ملا هادى مازندرانى
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: شرح الکافی ،ملا هادی مازندرانی ،فروع کافی ،نسخه های خطی

شرح‏هایى را که بر کتاب شریف الکافى نگاشته شده، مى‏توان به سه دسته تقسیم کرد :

1 . شرح‏هایى که شامل تمام مجلدات الکافى است و تا انتهاى روضة الکافى ادامه یافته است ؛
2 . شرح‏هایى که تنها به برخى از کتاب‏هاى الکافى اختصاص یافته است ؛
3 . شرح‏هایى که به شرح برخى از احادیث الکافى مى‏پردازد .


بخش اول تنها دو عنوان را شامل است :
1. مرآة العقول اثر علامه محمّد باقر مجلسى ،
2 . صافی از ملا خلیل بن غازى قزوینى .
مرآة العقول ـ که کامل‏ترین شرح به زبان عربى است ـ در 26 جلد چاپ شده و در اختیار پژوهشگران قرار دارد ، اما صافى ملا خلیل ـ که به زبان فارسى تألیف شده ـ تنها بخش اصول آن ، به صورت سنگى در دو جلد رحلى بزرگ چاپ شده و دیگر مجلدات آن تاکنون مخطوط مانده است . قبلاً تصور بر این بود که ملا خلیل تنها به شرح اصول و فروع الکافى پرداخته و روضة الکافى را شرح نکرده است ، اما بعد از جستجوى فراوان نسخه‏اى از شرح روضة الکافى آن به دست آمد که بدین صورت، شرح وى بر تمام الکافى تکمیل شده است . پیش‏بینى مى‏شود، در صورتى که این اثر به صورت وزیرى به زیور طبع آراسته شود ، بالغ بر سى جلد شود .
اکثر شروح الکافى در بخش دوم جاى مى‏گیرد و تنها به شرح اصول ، یا فروع و یا روضة الکافى پرداخته‏اند . از این سه موضوع ، شرح اصول الکافى عناوین بیشترى را به خود اختصاص داده است و مى‏توان گفت اکثر شرح‏هایى که تاکنون نوشته شده، به این بخش از الکافى اختصاص دارد که این مجال جاى نام بردن و احصا نمودن این عناوین نیست .(1)
مرحوم ملا صالح مازندرانى از معدود شارحان الکافى است که علاوه بر شرح اصول الکافى به شرح روضة الکافى نیز پرداخته که این شرح در دوازده جلد به چاپ رسیده است . نام ملا صالح با شرح او بر الکافى گره خورده است و مى‏توان گفت شرح او یکى از بهترین شرح‏هاى موجود است . اما روشن نیست آیا ملا صالح مازندرانى فروع الکافى را شرح کرده و به دست ما نرسیده و یا این‏که اصلاً به شرح فروع الکافى نپرداخته است؟
مرحوم علامه وحید بهبهانى در فصل سوم از رساله الاجتهاد چنین مى‏گوید :
یا أخی ، حال المجتهدین المحتاطین حال جدّى العالم الربّانی ، والفاضل الصمدانی ، مولانا محمّد صالح المازندرانی ، فإنّی سمعت أبی رحمه‏الله أنّه بعد فراغه من شرح اُصول الکافی أراد أن یشرح فروعه أیضا ، فقیل له : یحتمل أن لایکون لک رتبة الاجتهاد! فترک لأجل ذلک شرح الفروع ، ومن لاحظ شرح اُصوله عرف أنّه کان فی غایة مرتبة من العلم والفقه ، وفی صغر سنّه شرح معالم الاُصول ، ومن لاحظ شرح معالم الاُصول علم مهارته فی قواعد المجتهدین فی ذلک السنّ.(2)
اما محدث نورى در خاتمه مستدرک از سید حامد حسین هندى نقل کرده‏اند که در برخى از نامه‏هایش به وى مى‏نویسد :
عثر على مجلّد من مجلّدات شرحه على الفروع وعزم على استنساخه و إرساله ، فلم یمهله الأجل .(3)
اما به نظر ، مى‏رسد این انتساب صحیح نباشد ؛ چون غیر از کلام وحید بهبهانى ـ که صراحت در نفى شرح فروع الکافى دارد ـ افندى نیز به این امر تصریح داشته است و مى‏گوید :
قرأت شطرا من اُصول الکافی وسمعته منه ، ... و شرح الکافی لم یتمّ منه سوى شرح الاُصول والروضة ، وأمّا الباقی فلیس إلاّ تعلیقات على هامش الکتاب .(4)
بنابراین، احتمال دارد مراد سید حامد حسین از «شرح» اشاره به همین تعلیقات او باشد و تعبیر ایشان به «شرح» مسامحه در تعبیر باشد . شاهد این مطلب آن است که فرزند ایشان ملاهادى بن محمّد صالح مازندرانى در شرح فروع الکافى خود به صورت مکرر از پدرش به عنوان «قال والدی طاب ثراه» و یا «قال طاب ثراه» عباراتى را نقل مى‏کند .
بنابراین، آنچه مسلم است این‏که ملا صالح مازندرانى شرحى را بر فروع الکافى تدوین نکرده و همین امر سبب شده فرزند فاضل او ملاّ محمّدهادى مازندرانى به جهت تکمیل شرح پدر بر الکافى ، به شرح فروع الکافى اقدام نموده باشد.
ما در این نوشتار نخست شمه‏اى از شرح حال ملا هادى فرزند ملا صالح و آثار او و سپس شرح فروع الکافى او را بازگو کرده و در پایان ، به معرفى دست نوشته‏هاى آن ، مى‏پردازیم .

1 . مؤلف
نام او محمّدهادى بن صالح مازندرانى است و به «آقاهادى» و «هادى مترجم» نیز شهرت دارد . شهرت او به «مترجم» نیز به این جهت بوده است که وى اهتمام ویژه‏اى به ترجمه متون عربى به زبان فارسى داشته و به ترجمه قرآن ، صحیفه سجادیه و نیز تعدادى دیگر از کتب پرداخته است .
وى، علاوه بر فضل و دانش در فقه و حدیث ، از خط زیبایى نیز برخوردار بوده و از اساتید این هنر نیز به حساب مى‏آمده است . بهترین شاهد بر این مدعا نسخه‏اى است به خط مؤلف در شرح فروع الکافى که در دسترس است .
خوانسارى در این باره مى‏نویسد :
لایبعد کونه من المشهورین فی الخط المنکسر و کذلک النستعلیق .(5)
و سید حسن امین از او چنین یاد مى‏کند :
محمّد هادی الاصفهانی و هو ابن الملا محمّد صالح المازندرانی ، ویعدّ من ألمع خطاطی الخطّ النسخی . وقد کان من معاصری إبراهیم آقا القمّی ومن أتباعه فی منهجه وقواعده .(6)
و هم چنین فضایلى در اطلس خط در این باره چنین مى‏نویسد :
محمّدهادى اصفهانى فرزند ملا صالح مازندانى ، در زمره علما و زهّاد ، و در خط نسخ به خوشنویسى معروف ، و از معاصرین و پیروان شیوه آقا ابراهیم قمى بوده است . زندگانى وى در اصفهان گذشته و در این شهر به هنگام فتنه افغان در سال 1135 رخت به دار آخرت برده است .
و از برخى کتب تراجم و فهارس نسخ خطى به دست مى‏آید که وى مقدارى از روضة المتقین را براى علامه مجلسى(7) و بخشى از اصول الکافى را براى پدرش محمّد صالح مازندرانى(8) استنساخ نموده است .
وى در عصر خود به زهد و تقوا و علم و فقاهت مشهور بوده و آثار مکتوب به‏جاى مانده از ایشان بخصوص شرح معالم و شرح فروع الکافى ایشان بهترین شاهد بر میزان ژرف‏اندیشى و عمق و گستره دانش فقهى او مى‏باشد.
احمد بن محمّد على بهبهانى سبط علامه وحید بهبهانى درباره او چنین مى‏نویسد :
فاضل عزیز ، ومقدس بى‏بدیل و نظیر ، جناب مستطاب ، مستغنى الالقاب ، فقیه الزمان آقا محمّدهادى را تصانیف بسیار و فضایل بى‏شمار است و علاوه ، بسیار خوش مزاج و لطیفه‏گو و ظریف بوده‏اند .(9)
و همچنین صاحب اعیان الشیعة او را چنین مى‏ستاید :
الآقا هادی بن المولى محمّد صالح المازندرانی ، عالم ، فاضل ، جلیل ، کان ظریفا حسن الجواب ، اُمّه آمنه بیگم بنت محمّد تقی المجلسی ، کانت عالمة فاضلة .(10)

2 . آثار و تألیفات
به جز شرح فروع کافی ، آثار و مکتوبات دیگرى از مؤلف ذکر شده که به اختصار از آنها یاد مى‏شود:

ـ ترجمه قرآن کریم
آقا بزرگ در الذریعة به این ترجمه تصریح کرده و مى‏نویسد :
توجد نسخة منه عند الحاج محمّد علی التاجر الإصفهانی فی کرمانشاهان ، و هی بخطّ محمّد صالح بن توکلّ المشهدی ، فرغ من الکتابة سنة 1115 ق .(11)
در تذکرة القبور در ذکر مقبره مجلسى ، حکایتى شبیه به آنچه براى علامه طبرسى در انگیزه و سبب اقدام وى به تألیف مجمع البیان ذکر شده ، آورده و مى‏نویسد:
دیگر قبر آقا هادى ولد آخوند محمّد صالح است که صندوق چوبى دارد، در کنار ایوانچه که درگاه مقبره است که روبه قبر مجلسى بایستى، طرف چپ است، و مردى عالم و فاضل بوده، غالب کتاب‏هاى او فارسى و ترجمه عربى، و او را هادى مترجم مى‏گویند، شرح فارسى بر معالم، و بر شرح شمسیّه، و بر شافیه صرف که متن شرح نظّام معروف است نوشته، و حاشیه عربى بر تفسیر بیضاوى نوشته، و ترجمه قرآن با شأن نزول و نیک و بد استخاره نوشته، و گویند به جهت نذر توى قبر این را نوشته، چون به جهت ناخوشى صرع یا سکته، وقتى اعتقاد فوت او شده دفنش نموده در قبرستانى و سوراخى به بالاى قبر براى نفس احتیاطا گذارده[اند]، او در قبر به هوش آمده نذرِ نوشتن ترجمه قرآن هرگاه بیرون آید، کرده، اتّفاقا شترى آنجا مى‏چریده، از صداى توى قبر رم کرده، ساربان فهمیده، خبر به اهل شهر داده، بیرونش آورده‏اند.(12)

ـ ترجمه صحیفة سجّادیّة
مؤلف در ذى حجة سال 1083 ترجمه این اثر گرانسنگ را به پایان رسانده است .

ـ ترجمه معالم الدین
این ترجمه نیز، آن‏چنان که مترجم در مقدمه به آن تصریح کرده ، به درخواست حسین على‏خان پدید آمده است . این ترجمه نیز به زیور طبع آراسته شده است .

ـ ترجمة الکافیة در نحو
این ترجمه در ایران چاپ شده است .

ـ أنوار البلاغة فی علم المعانی و البیان
این کتاب به درخواست یکى از فرمانداران دولت صفوى به نام حسین على خان تألیف شده است . دست نوشته‏هایى از این کتاب در کتابخانه وزیرى یزد به شماره 1839 و کتابخانه مرحوم آیة اللّه‏ گلپایگانى به شماره 822 و کتابخانه عمومى اصفهان به شماره 3265 موجود است . این اثر چاپ شده است .

ـ حاشیه أنوار التنزیل بیضاوی

ـ الحدود والدیات
به فارسى در سه مقدمه و چند فصل و یک خاتمه . دستنویسى از این اثر در کتابخانه آیة اللّه‏ مرعشى به شماره 10135 و کتابخانه آیة اللّه‏ گلپایگانى به شماره 2113 و همچنین نسخه دیگرى از این اثر در کاظمین در مجموعه کتابخانه شخصى‏سید محمّد واعظ اصفهانى موجود است . (13)

ـ رسالة فی الأذان
دست نویسى از اثر در کتابخانه مدرسه نواب مشهد در ضمن مجموعه‏اى به شماره 271 و به خط میر محمّدهاشم میرطالب و به تاریخ 1108ق ، موجود است .

ـ رسالة فی تعیین غرّة رمضان فیما إذا غمّت شهور السنة کلّها
نسخه‏اى از این رساله در مؤسسه اسماعیلى به شماره 801 موجود است .

ـ رسالة فی تفسیر بعض الآیات والأحادیث
نسخه‏اى از این رساله در کتابخانه دانشگاه تهران به شماره 7378 موجود است .

ـ الرسالة الرضاعیة
از این رساله چند دست‏نویس در کتابخانه‏هاى ایران موجود است و به زودى در دفتر دوم از مجموعه التراث الشیعة الفقهی والاُصولی چاپ خواهد شد.

ـ رساله در ارث
رساله مبسوطى به زبان فارسى است . نسخه‏اى از این اثر به خط محمّد باقر دهدشتى و به تاریخ 1222ق، در کتابخانه کربلا موجود است . (14)

ـ شرح دعاى صباح
از این رساله بیش از شش دست‏نویس در کتابخانه‏اى ایران موجود است و به زودى در میراث حدیث شیعه چاپ خواهد شد.

ـ شرح الشافیة در صرف
این شرح نیز به فارسى و به درخواست حسین على‏خان نوشته شده است . از این اثر دو دست‏نویس در کتابخانه آیة اللّه‏ مرعشى به شماره 4833 و 6750 و همچنین نسخه‏هاى متعدد دیگرى در کتابخانه‏هاى ایران موجود است .

ـ شرحِ شرح شمسیة . به فارسى

ـ شرح تلخیص المفتاح . به فارسى

ـ شرح النظّام در صرف
نسخه‏اى از این شرح در کتابخانه مدرسه خاتم الأنبیاى بابل به شماره 1/174 موجود است .

ـ شرح قواعد الأحکام
شرح مبسوطى است که در اجازه حیدر على مجلسى به آن اشاره شده است . (15)

ـ منتخب مغنی اللبیب
نسخه‏اى از این اثر در مدرسه فاضل خان به خط مولا نصرت و به تاریخ 1119ق موجود است. (16)

ـ الموائد فی علم الکلام. (17)


3 . شرح فروع الکافی
انتساب این شرح به مؤلف قطعى است؛ زیرا خود مؤلف در انتهاى برخى از دستنویس‏هاى خود به نام خود تصریح کرده است؛ مثلاً در انتهاى نسخه کتابخانه دانشگاه تهران به شماره 5230 چنین مى‏نویسد :
لقد وقع الفراغ من إتمام هذا المجلّد فی یوم الثلثاء الثانی عشر من شهر رمضان المبارک من شهور سنة 1106 على ید مؤلّفة محمّد هادی بن محمّد صالح المازندرانی.
همچنین تمام کتب تراجم ـ که به شرح حال او پرداخته‏اند ـ این عنوان را به او نسبت داده‏اند . بنابراین، در انتساب این اثر به ملا هادى مازندرانى جاى هیچ‏گونه تردیدى نخواهد بود .
آنچه از این شرح تاکنون به دست آمده، تنها شرح کتاب الطهارة ، کتاب الحیض ، کتاب الجنائز ، کتاب الصلاة، کتاب الزکاة ، کتاب الصیام و کتاب الحج الکافى است که البته شرح کتاب الصلاة هم ناقص و ناتمام است . و معلوم نیست که آیا شارح محترم به شرح بقیه کتاب‏هاى فقهى الکافى پرداخته و به ما نرسیده و یا اصلاً موفق به تألیف آن نشده است .
روش مؤلف در شرح فروع الکافى کاملاً متمایز با شرح کتاب حدیثى و هم چنین متمایز با شرح پدرش بر اصول و روضة الکافى است، بلکه بیشتر مشابه روش فقها در مباحث فقهى است . وى نخست، بعد از ذکر ابواب الکافى به بحث مبسوط فقهى درباره موضوع مطرح شده پرداخته و بعد از نقل اقوال فقها و بررسى کامل آن و ذکر ادله هر کدام و بیان نظر خودش ، برخى از فقرات روایات الکافى را که نیاز به شرح و بررسى داشته، ذکر کرده و با استمداد از برخى از کتب لغت، مانند صحاح، نهایة، قاموس و مغرب به شرح آن فقره مى‏پردازد و در اندکى از موارد به بررسى مباحث رجالى مربوط به اسناد الکافى نیز پرداخته است .
در بررسى اجمالى این شرح نکاتى را مى‏توان یافت :
1 . در برخى از موارد از علامه محمّد تقى مجلسى (مجلسى اول) نقل قول کرده و از ایشان به عنوان «المحقق المجلسى» یاد مى‏کند و تصریح دارد که ایشان جدّ اوست و گاهى هم تصریح دارد که جدّ مادرى اوست. وى بعد از نام بردن از جدّش ، از جمله دعایى قدس‏سره استفاده کرده که نشان دهنده این است که ایشان شرح فروع الکافى خود را بعد از وفات مجلسى اول نوشته است . عبارت‏هایى که از علامه محمّدتقى مجلسى نقل کرده، معمولاً از کتاب روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه ایشان است .
2 . هم چنین عبارت‏هاى مختلفى را از علامه محمّد باقر مجلسى نقل کرده و از ایشان به «خال» تعبیر کرده و چنین مى‏نویسد :
وقد قال خالی المحقق المجلسی شیخ الإسلام والمسلمین ، محمّد المدعوّ باقر العلوم مدّ ظلّه السامی .
و از جمله دعایى آن «مدّظلّه السامى» به دست مى‏آید که مؤلف شرح فروع الکافى خود را در زمان حیات علامه مجلسى تألیف کرده است .
3 . وى در بسیارى از موارد عبارت‏هاى کوتاه و یا مبسوطى را از پدرش به عنوان «قال والدی طاب ثراه» و یا «قال طاب ثراه» نقل مى‏کند که اندکى از این نقل قول‏ها در شرح اصول الکافى ملا صالح مازندرانى یافت مى‏شود . همان گونه که در مقدمه این مقاله اشاره شد ، ملا صالح مازندرانى تعلیقاتى بر نسخه‏اى از فروع الکافى داشته که به احتمال قوى منشأ این نقل قول‏ها، همان تعلیقات است که البته آن نسخه را ما در اختیار نداشته و ملا هادى مازندرانى از آن استفاده کرده و یا این‏که خودش از پدرش شنیده و آن را نقل نموده است.
4 . در شرح کتاب الطهارة در بسیارى از موارد عبارت‏هاى شارح با عبارت‏هاى شیخ بهایى در مشرق الشمسین متحد است و این مسأله نشان دهنده این است که شارح از این کتاب بسیار استفاده کرده، ولى تصریح به آن ننموده است.
5 . بسیارى از مطالب و عبارت‏هاى شارح از کتب علامه بخصوص از منتهى المطلب و هم چنین از کتب شهید بخصوص الذکرى گرفته شده که محقق محترم در بسیارى از موارد در پانوشت به آن اشاره کرده است .
هم چنین از برخى از عبارت‏هاى شارح به دست مى‏آید که وى از بیان‏هاى مرحوم مجلسى در بحار استفاده کرده، ولى به آن تصریح نکرده است.
7 . وى با اهل کتاب نیز جلسات و ارتباطاتى داشته و این مسأله از عبارتى که در «باب المسألة فی القبر» دارد، به خوبى استفاده مى‏شود . او چنین مى‏نویسد :
أجمع أهل العلم بل أهل الملل على سؤال منکر و نکیر فی القبر ... ، وقد سمعت ذلک من عالم نصرانی مشهور عند النصارى بالفضل ، معتمد علیه عندهم ، یقال له : وفائیل.

دست نوشته‏ها
از این شرح تاکنون شش دست نوشته یافت شده که به اختصار معرفى مى‏شود :
1 . کتابخانه دانشگاه تهران ، نسخه شماره 1840 . این نسخه شامل شرح کتاب الطهارة و کتاب الجنائز است . آن‏چنان که از صدر و ذیل این نسخه پیداست ، این نسخه تحریر دوم شارح است. وى نخست به شرح این دو کتاب دست زده و در مرحله بعد، مطالبى را تغییر داده و عبارت‏هایى به آن افزده و دوباره کلّ شرح را همراه با اضافات و اصلاحات، بازنویسى کرده است که نسخه‏اى که بعد از این معرفى مى‏شود ، تحریر اول مؤلف است .
وى در پایان نسخه چنین مى‏نویسد :
... واسقنا بکأسهم ، والحمدللّه‏ رب العالمین ، وأنا العبد محمّد هادی بن محمد صالح المازندرانی ، ثمّ فرغت من تحریر هذه النسخة بعد المراجعة بالأصل فی شهر محرّم الحرام 1114 .
در برخى از صفحات ، حاشیه‏هایى از مؤلف با امضاى «منه عفی عنه» و هم چنین حاشیه‏هایى با امضاى «مهدی غفر له» یافت مى‏شود که، به احتمال زیاد، از پسر مؤلف به نام محمّد مهدى بن محمّد هادى المازندرانى باشد .
2 . مرکز احیاء التراث الاسلامى ، نسخه شماره 4451 . این نسخه نیز به خط مؤلف و شامل شرح کتاب الطهارة و کتاب الجنائز است. این همان تحریر اول شارح است که در معرفى نسخه اول به آن اشاره شد .
3 . کتابخانه مسجد گوهرشاد ، نسخه شماره 942 . کاتب : محمّد جعفر بن حاجى‏محمّد قلى ، تاریخ کتابت : ربیع الثانى 1131 . این نسخه نیز شامل شرح کتاب الطهارة و کتاب الجنائز است . در حاشیه این نسخه تعلیقه‏ها و حواشى مانند آنچه در نسخه اول آمده ، نیز وجود دارد و تنها حواشى مؤلف در نسخه اول با امضاى «منه عفی عنه» و در این نسخه با امضاى «منه طاب ثراه» آمده است . لذا به احتمال قوى ، کاتب از شاگردان مؤلف بوده که بعد از وفات شارح از روى نسخه او ، کتابت نموده است .
4 . کتابخانه ملک ، نسخه شماره 1352 . تاریخ کتابت : جمادى الثانى 1329 . این نسخه شامل شرح کتاب الطهارة و الجنائز و هم چنین بخش مهمى از کتاب الصلاة است . لازم به ذکر است که از شرح کتاب الصلاة ، غیر از این نسخه دست نویس دیگرى یافت نشد ، و این نسخه تمام شرح کتاب الصلاة را ندارد ، لذا شرح کتاب الصلاة ناقص است .
5 . مرکز احیاء التراث الإسلامى ، نسخه شماره 969 . کاتب : ناصر بن احمد بن على بن جعفر بحرانى ، تاریخ کتابت : جمعه 13 جمادى الثانى 1134 . کاتب، این نسخه را به سفارش عموى خود، شیخ یوسف بن على بن جعفر بحرانى نوشته است .
این نسخه شامل شرح کتاب الزکاة و کتاب الصوم و کتاب الحج است . در ابتداى‏نسخه شرح حال مختصرى از مؤلف توسط علامه آقا بزرگ تهرانى آمده است . اصل این نسخه در خوانسار در کتابخانه فاضل خوانسارى به شماره 165 نگهدارى مى‏شود .
6 . کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران ، نسخه شماره 5230 . این نسخه به خط مؤلف و شامل شرح کتاب الحج و الزیارات مى‏باشد . مؤلف در پایان نسخه چنین مى‏نویسد : لقد وقع الفراغ من إتمام هذا المجلّد فی یوم الثلثاء الثانی عشر من شهر رمضان المبارک من شهور سنة 1106 على ید مؤلّفه محمّد هادی بن محمّد صالح المازندرانی.


1 . در نوشته پیشین از همین شماره خبرنامه (ص 28 ـ 54) شروح و حواشى مختلف الکافی معرفى شده است.
2 . رسالة الاجتهاد ، ص 11 ؛ خاتمة المستدرک ، ج 2 ، ص 195 ؛ روضات الجنّات ، ج 4 ، ص 119 .
3 . خاتمة المستدرک ، ج 2 ، ص 196 .
4 . ریاض العلماء ، ج 5 ، ص 110 ، ترجمه محمّد صالح مازندرانى .
5 . روضة الجنات ، ج 4 ، ص 119.
6 . مستدرکات أعیان الشیعة ، ج 1 ، ص 45.
7 . الذریعة ، ج 11 ، ص 303 ، رقم 1063 .
8 . فهرست نسخه‏هاى خطی دانشگاه تهران ، ج 12 ، ص 2772 ، ش 3784 .
9 . مرآة الأحوال ، ج 1 ، ص 106 .
10 . أعیان الشیعة ، ج 10 ، ص 234 .
11 . الذریعة ، ج 4 ، ص 128 ، ش 606 .
12 . تذکرة القبور، ص 72 ـ 73.
13. الذریعة ، ج 1 ، ص 298 ، ش 1595 .
14. همان ، ج 23 ، ص 219 ، ش 8700 .
15. همان ، ج 1 ، ص 23 ، ش 1575 ؛ کشف الحجب والأستار ، ص 346 ، ش 1929
16. الذریعة ، ج 22 ، ص 436 ، ش 7773 ؛ الکرام البررة ، ج 1 ، ص 162 .
17. الکواکب المنتثرة ، ص 806 .

منبع: الاثر