سراپرده نور

آشنایی با الکافی مهم ترین کتاب حدیثی شیعه اثر دانشمند فرزانه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی

ثقة الاسلام کلینی و نماز جمعه
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: الکافی ،کلینی ،شیخ یوسف بحرانی ،نماز جمعه

ثقة الاسلام کلینی و نماز جمعه

وجوب نماز جمعه  اجمالاً مورد اتفاق فقهای شیعی است. آنان در وجوب عینی این نماز در زمان حضور امام (علیه السلام) یا نایب خاص امام نیز هم رأی هستند؛ اما در زمان غیبت، دو گروه شده اند گروهی آن را واجب و برخی آن را حرام می دانند. قایلان به وجوب، خود در دو موضع اختلاف دارند. موضع اول اینکه آیا این وجوی تخییری است یا عینی؟ و موضع دوم این است که آیا وجود فقیه جامع الشرایط در اقامۀ نماز جمعه شرط است یاخیر؟[1]



[1]. رک: صلاة الجمعه ( چاپ شده ضمن رسائل الشهید الثانی، ج‏1)، ص174.


شیخ یوسف بحرانی به وجوب عینی نماز جمعه قایل است. وی با قبول این نظر، عده ای از عالمان را نیز با خود همراه می داند. او شیخ مفید، ابوالصلاح حلبی، ابوالفتح کراجکی، عماد الدین طبرسی[1] و ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی را قایل به وجوب عینی نماز جمعه می داند.[2]

مرحوم بحرانی برای اینکه اثبات این رأی به کلینی را ثابت کند به «باب» مسأله مورد نظر و روایات آن استشهاد می کند. «باب وجوب الجمعة و على کم تجب»[3] و روایات این باب مستند شیخ یوسف بحرانی است. یکی از این روایات، حدیث صحیح محمد بن مسلم ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: « ان الله تعالى فرض فی کل سبعة أیام خمسا و ثلاثین صلاة: منها صلاة واجبة على کل مسلم أن یشهدها إلا خمسة ... »[4] روایت دیگر حدیث صحیح زراره از امام باقر (علیه السلام) است که فرمود « فرض الله تعالى على الناس من الجمعة إلى الجمعة خمسا و ثلاثین صلاة: منها صلاة واحدة فرضها الله عز و جل فی جماعة و هی الجمعة ... »[5] بحرانی در ادامه می نویسد که کلینی پس ار این روایات[6] مربوط به تعیین عدد حاضران در نماز جمعه، وجوب حاضر شدن برای کسانی که تا دو فرسخ از مکان اقامۀ نماز فاصله دارند و شرط فاصله بین دو نماز جمعه به دو میل را بیان کرده و به هیچ مطلب دیگری اشاره نکرده است و این می رساند که فتوای کلینی وجوب عینی نماز جمعه است بدون اینکه از  اذن یا جواز ترک آن و تبدیل به جایگزین( نماز ظهر) سخنی بگوید؛ زیرا اگر به این موارد معتقد بود یا حدیثی در این مورد هر چند به اشاره به او می رسید، آن را ذکر می کرد. شیخ یوسف علت اینکه این نظر را به کلینی نسبت داده، کلام مرحوم کلینی در آغاز الکافی می داند که آن شخصی که از وی در خواست کتاب کرده است امور بر وی مشتبه شده است و وجه آن را نمی داند از این رو کتابی می خواهد که همۀ اقسام علم دین در آن باشد، آنچه دانش آموز به آن اکتفا کرده و جوینۀ رشد و هدایت بدان رجوع کند و هر کس علم دین و عمل به روایات صحیح از امامان راست­گفتار علیه السلام را می­خواهد، از آن فرا گیرد ... و خدای تعالی – که حمد از آن اوست- تألیف آنچه را  می خواستی آسان ساخت »[7].[8]



[1]. ظاهراً طبری صحیح باشد رک:الذریعةإلى‏تصانیف‏الشیعة، ج‏24، ص 421.

[2].الحدائق الناضرة، ج‏9، ص378-382.

[3].الکافی، ج‏3، ص418.

[4]. الکافی، ج‏3، ص418.

[5]. الکافی، ج‏3، ص419.

[6].  الکافی، ج‏3، ص419.

[7]. الکافی، ج‏1، ص 8.

[8].الحدائق الناضرة ، ج‏9، ص 382.