سراپرده نور

آشنایی با الکافی مهم ترین کتاب حدیثی شیعه اثر دانشمند فرزانه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی

نقدی بر آفتاب حدیث
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: کافی ،کلینی ،آفتاب حدیث ،نقد

نقدی بر آفتاب حدیث

نوشتن شرح حال بزرگان آن هم به زبان فارسی از رویدادهای خجسته است که سبب آشنایی بیشتر ایرانیان با بزرگان دینی می شود. اما آن گاه که از سر عجله و شتاب و بدون رعایت ضوابط و قواعد پژوهشی نوشته شود نه تنها مؤثر نیست بلکه زیان آور است و مخاطب را به اشتباه خواهد انداخت.


مقاله « آفتاب حدیث» اثر جناب آقای حسن ابراهیم زاده شرح حالی است از شیخ محمد بن یعقوب کلینی. این نوشتار در کتاب گلشن ابرار جلد اول ، ص16 به عنوان اولین مقاله آمده است. این مقاله دارای اشتباهاتی است که ما در این مجال به ذکر آنها می پردازیم. ما عبارتهای این مقاله را در گیومه آورده سپس به نقد آنها می پردازیم.

« از زندگى کلینى جز کافى چیزى در دست نیست»

این سخن صحیح نیست زیرا روایات شیخ صدوق از مرحوم کلینی[1] که در کافی نیست و نیز رسائل الائمه (علیهم السلام) که در همین وبلاگ باقیمانده آن را آورده­ایم غیر از کافی هستند که اکنون در دسترس ماست، مگر اینکه بگوییم منظور نویسنده این بوده است که اثر مستقلی جز کافی در دسترس نیست که در این صورت سخن درستی است هر چند برای شناخت زندگی هر عالمی باید همۀ آثار به جا مانده از وی را شناسایی کرد.

« محمد مراحل ابتدایى علوم اسلامى را نزد پدر و دایى بزرگوارش على بن محمد بن ابراهیم بن ابان که از استادان علم حدیث بود، گذراند»

اولاً معلوم نیست که پدر کلینی از عالمان بوده است

ثانیاً دایی کلینی شیخ وی در حدیث است و اینکه استاد وی در دوردان ابتدایی تحصیل بوده، صرف یک گمان است.

«وى پس از گذراندن دوران آغازین تحصیل و آشنایى با منابع رجالى و حدیثى، از کلین مهاجرت کرد و با کوله بارى از معرفت و شناخت مکتب اهل بیت علیهم السلام براى شکوفایى خلاقیت‏هاى درونى و سیراب شدن از دریاى بى پایان علوم وحى و پیمودن کمالات اخلاقى و انسانى به «رى» وارد شد. اگر چه فاصله 38 کیلومترى کلین تا «رى» براى او که با زادگاه خویش وداع همیشگى کرد مسافتى طولانى بود و غم غربت و دورى از خانواده آزارش مى‏داد، اما براى کسى که براى خدا گام بر مى‏دارد و براى خدا زندگى مى‏کند این همه آسان است.»

برای کلینی که برای اخذ حدیث عراق و شام را درنوردیده این سخن نوعی توهین به اوست؛ سی و هشت کیلومتر برای چنین عالمی چیزی نیست که نویسنده در طولانی بودن آن سخن رانده است.

« در این زمان شاگردان امام هادى علیه السلام، امام حسن عسکرى علیه السلام و امام رضا علیه السلام هنوز زنده بودند. اما از آنها جز کتاب‏هاى و جزوه‏هاى کوچک و پراکنده چیزى در دست نبود و بسیارى از این کتاب‏ها و جزوه‏ها نیز در همین عصر از بین رفت.»

تعبیر «چیزی در دست نبود» بی ارزش دانستن میراث گرانبهای عالمانی چون فضل بن شاذان، حسین بن سعید ، ابن ابی عمیر و بسیاری دیگر از اصحاب است که کتابهایشان مرجع علمی شیعیان محسوب می شد. بنابه گفتۀ استاد حضرت آیة الله سید احمد مددی (حفظه الله) کتابهای حسین بن سعید در زمان خود مانند کافی در زمان ماست.

« در این زمان در قم راویان و محدثان در هر مسجد و حسینیه‏اى به نقل حدیث مى‏پرداختند»

اینکه جایی به عنوان حسینیه در زمان شیخ کلینی در قم وجود داشته بسیار بعید است.

« او با استفاده از محضر استادان بزرگى چون احمد بن محمد بن عیسى اشعرى، احمد بن ادریس قمى (معروف به معلم)، عبداللَّه بن جعفر حمیرى (مؤلف کتاب قُربُ الاسناد) و فرزند او محمد بن عبداللَّه حمیرى به فراگیرى حدیث پرداخت»

احمد بن محمد بن عیسی استاد استاد کلینی است؛ یعنی او استاد محمد بن یحیی العطار قمی و محمد بن یحیی، استاد کلینی است.

 «تقوا، علم و فضیلت او در اندک مدتى موجب شد که هم شیعه و هم اهل سنت در مشکلات دینى به او مراجعه کنند، به طورى که عامه و خاصه در فتاوا به او روى مى‏کردند و به همین سبب او اولین کسى بود که به لقب ثقة الاسلام شهرت یافت»

لقب ثقة الاسلام را در قرن یازدهم شیخ بهایی و قاضی نورالله شوشتری بر کلینی اطلاق کردند و شاگردان شیخ بهایی سبب شدند کلینی به این لقب مشهور شود.

« بغداد براى کلینى سرزمین تألیف بود. وى در آن‏جا فرصت یافت تا اندوخته‏هاى سال‏ها رنج و مشقت را در مجموعه‏اى گردآورى کند»

این سخن هیچ مستندی ندارد.

«. بر کافى هم فیلسوف شرح نوشته است هم عارف و هم فقیه و این خود نشانه بزرگى و جامع بودن کافى است. شرح‏هاى مهم کافى عبارت‏اند از: 1. مرآت العقول از علّامه مجلسى، که با دیدى فقهى نگاشته شده است...»

مرآة العقول شرح کامل کافی است که در 26 جلد چاپ شده است، 13 جلد آن شامل  شرح اصول کافی است و اینکه با «دید فقهی نوشته شده» نادرست است.

« کلینى دست به ابتکار دیگرى زد که تا قبل از آن در میان عالمان و محدثان معمول نبود و آن به کار بردن کلمه «عدّة»  به جاى سلسله سندى است که به راوى حدیث ختم مى‏شود. از مسائلى که موجب شد کلینى این رویه را در نقل حدیث پیش گیرد، مشهور بودن راویان سلسله سند و نیز کم کردن حجم کتاب و کمبود وقت بوده است.»

دلیل کلینی برای آوردن «عده» حاکی از کثرت طرق کلینی به آن شخصی است که عده به وی می رسد و این باعث بالاتر رفتن اعتبار حدیث می شود چنان که بزرگان دراین باره بر همین رأی هستند.


«و از کلام بزرگان نقل شده است که امام زمان (عج) فرموده‏اند: «الکافى کافٍ لشیعتنا»: کافى شیعیان ما را کافى است.»

این سخن روایت نیست، مرحوم محدث نوری در خاتمه مستدرک(مقدمه، ص39؛ و ج3، ص470) پس از تحقیق وافی حدیث بودن این سخن را رد کرده اند.



[1]. این روایات را آقای مهدی قندی گرد آورده­ اند که در مجموعه آثار کنگره کلینی ج42، ص173 به چاپ رسیده است.