سراپرده نور

آشنایی با الکافی مهم ترین کتاب حدیثی شیعه اثر دانشمند فرزانه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی

رسائل الأئمه علیهم السلام
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: رسائل الأئمه علیهم السلام ،کلینی

رسائل الأئمه علیهم السلام

مرحوم کلینی جز الکافی چند کتاب دیگر نیز تألیف کرده است. یکی از آنها رسائل الائمه (علیهم السلام) است. از نام این کتاب و نقلهای به جا مانده از این کتاب به دست می­آید که این کتاب شامل نامه­های امامان (علیهم السلام) است.


سید بن طاووس در توصیف این کتاب گفته است که این کتاب نامه­های اهل بیت (علیهم السلام) به شیعیان آنهاست[1]، البته نامه­های اهل بیت (علیهم السلام) به فرزندانشان نیز در این کتاب بوده است چانچه نقل آن خواهد آمد. نیز ابن طاووس این کتاب را شامل احوال اهل بیت (علیهم السلام) هم می­داند عبارت سید این­گونه است :« و قد تضمن کتاب عن أهل البیت یسمى کتاب الرسائل لمحمد بن یعقوب الکلینی فیه کتب من أهل البیت إلى شیعتهم و ذکر شی‏ء من أحوالهم‏» هر چند ممکن است ضمیر در « أحوالهم» به شیعیان برگردد اما این احتمال با توجه به اینکه سید آن را کتابی از اهل بیت (علیهم السلام) دانسته است قاعدتاً باید همۀ آن سخنان اهل بیت (علیهم السلام)  باشد نه سخن از احوال شیعیان که بحثی تاریخی است.

نجاشی از این کتاب به رسائل الأئمه علیهم السلام[2] و شیخ طوسی از آن به الرسائل[3] نام می­برد. ظاهراً در معالم العلماء نام این کتاب به الوسائل[4] تصحیف شده است که صحیح آن همان الرسائل است.

شیخ طوسی توقیعی را از ناحیه مقدسه برای ابو­جعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمْری نقل می­کند که راوی آن کلینی است[5] و در الکافی موجود نیست و عمیدی معتقد است که ظاهراً این توقیع از کتاب الرسائل است[6]؛ البته این حدس ایشان با توجه به اینکه توقیع، نامه محسوب می­شود به واقع نزدیک است هر چند به دلیل عدم تصریح شیخ طوسی به منبع خود شاید بتوان در اخذ این توقیع از الرسائل تردید کرد؛ ولی می­توان با قدری مسامحه از کنار این تردید گذشت و این توقیع را جزء این کتاب دانست. البته توقیع دیگری هم شیخ طوسی نقل کرده که کلینی از اسحاق بن یعقوب روایت کرده است و خوشبختانه در این نقل شیخ طوسی سند خود را به کلینی ذکر می­کند[7] که عیناً همان طریق شیخ به کلینی است که در فهرست آورده است[8] و این می­تواند قرینۀ مهمی باشد بر اینکه شیخ طوسی این توقیع را از الرسائل نقل کرده است. این دو مورد در پایان ذکر خواهد شد.

سید رضی الدین علی­بن طاووس اولین عالمی است که در کتابهای خود از این اثر نام برده و از آن نقل می­کند. وی تصریح می­کند که این کتاب را در اختیار دارد و روایات آن را در مواردی نقل می­کند که این موارد ذکر خواهد شد.

ابن­ابی الحدید خطبه­ای را در شرح نهج البلاغه به نقل از کلینی نقل می­کند[9] که در الکافی نیست و عمیدی معتقد است هرچند این این خطبه جزء نامه­ها محسوب نمی­شود؛ اما احتمال دارد، کلینی آن را به مناسبتی در الرسائل آورده باشد.[10] ولی این در حد یک احتمال است و نمی­توان آن را پذیرفت و ممکن است این روایت در نقلهای شفاهی کلینی یا در کتابهایی باشد که کلینی صرفاً راوی آنا بوده است و نبودن روایتی در کتاب عالمی هر چند همان عالم راوی آن روایت باشد دلیل بر این نیست که این روایت در سایر کتابهای وی وجود دارد.

شاید ملا صدرا دومین کسی باشد که از این کتاب نقل می­کند[11] البته نقل وی با نقل سید بن طاووس از این کتاب یکی است و احتمال دارد که وی به واسطۀ ابن­طاووس از الرسائل نقل می­کند.

آقابزرگ تهرانی بر این باور است که ظاهر نقل علم الهدی در معادن الحکمه از کتاب رسائل الأئمه این است که وی بدون واسطه از الرسائل نقل می­کند از این­رو بعید نیست اکنون این کتاب در برخی کتابخانه­ها موجود باشد[12]؛ اما خوشبختانه اکنون نسخۀ منتخبی از این اثر در دست است که میرزا عبدالله افندی از الرسائل گزینش کرده است. این نسخه اکنون در کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی (رحمة الله علیه) موجود است. مرحوم افندی در آغاز این انتخاب می­نویسد: « بسم الله الرحمن الرحیم هذه فوائد انتخبت من کتاب الرسائل للشیخ محمّد بن یعقوب الکلینیّ ( رحمه الله ) ...» و این خود حاکی از آن است که نسخه­ای از الرسائل در اختیار افندی بوده است.[13] البته ذکر این نکته بجاست این روایتی که ایشان از الرسائل گزینش کرده­اند با اندکی اختلاف در روضۀ الکافی وجود دارد[14] و این مطلب می­رساند که میان الرسائل و الکافی عموم و خصوص من وجه است.

 

نقلهای به جا مانده از الرسائل

ما در اینجا روایات به جا مانده از کتاب الرسائل کلینی را آورده و امید است به فضل الهی همۀ موارد نقل شده از مرحوم کلینی در کتابهای مختلف از جمله کتاب الرسائل را یکجا منتشر کنیم.

لازم به ذکر است که ما در ذکر روایات اگر روایت دو تا سه سطر باشد همۀ آن را ذکر می­کنیم و اگر بیشتر باشد فقط آغاز آن را می­آوریم.

1.       أخبرنا جماعة عن أبی القاسم جعفر بن محمد قولویه و أبی غالب الزراری و أبی محمد التلعکبری کلهم عن محمد بن یعقوب عن إسحاق بن یعقوب قال سألت محمد بن عثمان العمری رحمه الله أن یوصل لی کتابا قد سألت فیه عن مسائل أشکلت علی فوقع التوقیع بخط مولانا صاحب الدار ع و ذکرنا الخبر فیما تقدم و أما محمد بن عثمان العمری فرضی الله تعالى عنه و عن أبیه من قبل فإنه ثقتی و کتابه کتابی (الغیبةللطوسی،ص362، ذکر أبی جعفر محمد بن عثمان بن سعید)

2.       روى محمد بن یعقوب قال خرج إلى العمری فی توقیع طویل اختصرناه و نحن نبرأ إلى الله تعالى من ابن هلال لا رحمه الله و ممن لا یبرأ منه فأعلم الإسحاقی و أهل بلده مما أعلمناک من حال هذا الفاجر و جمیع من کان سألک و یسألک عنه‏ (الغیبةللطوسی، ص353)

3.      ما رواه محمّد بن یعقوب الکلینی فی کتاب الرسائل عمّن سمّاه قال: کتبت إلى أبی الحسن (علیه السلام): أنّ الرّجل یجب أن یفضی إلى إمامه ما یجب أن یفضی به إلى ربّه قال: فکتب: «إن کانت لک حاجة فحرّک شفتیک، فإنّ الجواب یأتیک» (کشف المحجة لثمرة المهجه، ص211)

4.       قد روى الشیخ المتفق على ثقته و أمانته، محمد بن یعقوب الکلینی تغمّده اللّه جل جلاله برحمته، رسالة مولانا أمیر المؤمنین علی (علیه السلام) إلى جدّک الحسن ولده سلام اللّه جلّ جلاله علیهما ...فذکر محمّد بن یعقوب الکلینی فی کتاب الرّسائل بإسناده إلى أبی جعفر بن عنبسة، عن عبّاد بن زیاد الأسدی، عن عمرو بن أبی المقدام، عن أبی جعفر علیه السّلام، قال: «لمّا أقبل أمیر المؤمنین علیه السّلام من صفّین کتب إلى ابنه الحسن علیه السّلام: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم  من الوالد الفان. المقرّ للزّمان ، المدبر العمر، المستسلم للدهر... .» (کشف المحجة لثمرة المهجه، ص219)

5.       فی هذا الکتاب الرسائل رسالة اخرى من أبیک علی علیه السّلام إلى شیعته و إلى من یعز علیه، فی ذکر المتقدمین فی الخلاف علیه، و هی فی المعنى رسالة إلیک، کما أن رسالته إلى أبیک الحسن علیه السّلام کأنّها منهما إلیک فانظر بعین المنة علیک.

6.       قال محمّد بن یعقوب فی کتاب الرسائل: عن علی بن إبراهیم بإسناده قال: کتب أمیر المؤمنین علیه السّلام کتاباً بعد منصرفه من النّهروان و أمر أن یقرأ على النّاس... . (کشف المحجة لثمرة المهجة، ص 235)

7.       أن الشیخ محمد بن یعقوب الکلینی ذکر فی کتاب الرسائل المعتمد علیه عن أبیک أمیر المؤمنین علیه السّلام رسالة تتضمن ذکر الأئمة من ذریته صلوات اللّه علیهم،

قال محمّد بن یعقوب ما هذا لفظه: عن علی بن محمّد و محمّد بن الحسن و غیرهما، عن سهل بن زیاد، عن العبّاس بن عمران، عن محمّد بن القاسم بن الولید الصّیرفی، عن المفضّل، عن سنان بن طریف، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال: «کان أمیر المؤمنین علیه السّلام یکتب بهذه الخطبة إلى بعض أکابر أصحابه... . (کشف المحجة لثمرة المهجه، ص270)

8.       و روى رسالةً أخرى مختصرةً عن خطّ علی علیه السّلام إلى ولده محمّد بن الحنفیة رضوان اللّه جلّ جلاله علیه (کشف المحجة لثمرة المهجه، ص220)

 ابن­طاووس دربارۀ این نامه به همین مقدار بسنده کرده و  مضمون نامه یا متن آن را گزارش نداده است؛ اما در الکافی کلینی نامه­ای از امیر المؤمنین (علیه السلام) گزارش کرده است که به محمد بن حنفیه است و  قسمتی از سند کلینی با نجاشی[15] و شیخ طوسی[16] (  از جعفر بن محمد حسنی[17] تا اصبغ بن نباته) به همین نامه یکی است. کلینی در آغاز سندی را آورده و این نامه را خطاب به امام حسن (علیه السلام) دانسته، سپس در ذیل آن سند دیگری را آورده که بر اساس آن نامه حضرت به محمد بن حنفیه است و به احتمال قوی همین نامه­ای است که ابن­طاووس از آن یاد کرده است زیرا وی این نامه را مختصر دانسته است که نامۀ موجود در الکافی نیز چنین است این نامه با هر دو سند چنین است:

  أبو عبد اللّه الأشعری عن بعض أصحابنا عن جعفر بن عنبسة عن عبادة بن زیادٍ عن عمرو بن أبی المقدام عن أبی جعفرٍ ع و أحمد بن محمّدٍ العاصمی عمّن حدّثه عن معلّى بن محمّدٍ عن علی بن حسّان عن عبد الرّحمن بن کثیرٍ عن أبی عبد اللّه ع قال قال‏:

أمیر المؤمنین ع فی رسالته إلى الحسن ع إیاک و مشاورة النّساء فإنّ رأیهنّ إلى الأفن و عزمهنّ إلى الوهن و اکفف علیهنّ من أبصارهنّ بحجابک إیاهنّ فإنّ شدّة الحجاب خیرٌ لک و لهنّ من الارتیاب و لیس خروجهنّ بأشدّ من دخول من لا تثق به علیهنّ فإن استطعت أن لا یعرفن غیرک من الرّجال فافعل

 أحمد بن محمّد بن سعیدٍ عن جعفر بن محمّدٍ الحسینی عن علی بن عبدک عن الحسن بن ظریف بن ناصحٍ عن الحسین بن علوان عن سعد بن طریفٍ عن الأصبغ بن نباتة عن أمیر المؤمنین علیه السلام مثله إلّا أنّه قال کتب بهذه الرّسالة أمیر المؤمنین ع إلى ابنه محمّد (الکافی، ج5، ص 337)

9.       و ذکر محمد بن یعقوب الکلینی فی کتاب الرسائل عن محمد بن یحیى عن محمد بن الحسین عن أیوب بن نوح عن صفوان عن مروان بن إسماعیل عن حمزة بن حمران عن أبی عبد الله ع قال ذکرنا خروج الحسین ع و تخلف ابن الحنفیة عنه فقال أبو عبد الله ع یا حمزة إنی سأحدثک بحدیث لا تسأل عنه بعد مجلسنا هذا إن الحسین ع لما فصل متوجها أمر بقرطاس و کتب: بسم الله الرحمن الرحیم من الحسین بن علی (علیه السلام) إلى بنی هاشم أما بعد فإنه من لحق بی منکم استشهد و من تخلف عنی لم یبلغ الفتح و السلام (اللهوف، ص 65)

10.    أخبرنی به شیخی العالم الفقیه محمد بن نما و الشیخ العالم أسعد بن عبد القاهر الأصفهانی معا عن الشیخ أبی الفرج علی بن أبی الحسین الراوندی عن والده عن أبی جعفر محمد بن علی بن المحسن الحلبی عن السعید أبی جعفر الطوسی عن الشیخ المفید محمد بن محمد بن النعمان عن الشیخ أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه القمی عن الشیخ محمد بن یعقوب الکلینی قال محمد بن یعقوب الکلینی فیما صنفه من کتاب رسائل الأئمة ص فیما یختص بمولانا الجواد ص فقال و من کتاب إلى علی بن أسباط بسم الله الرحمن الرحیم فهمت ما ذکرت من أمر بناتک... . (فتح‏الأبواب، ص143)

11.   الرسالة التی کتبها الصادق (علیه السلام) إلی أصحابه و أمرهم بمدارستها و النظر فیها و تعاهدها و العمل بما فیها و کانوا یضعونها فی مساجد بیوتهم فإذا فرغوا من الصلاة نظروا فیها: بسم الله الرحمن الرحیم أمّا بعد فاسئلوا ربّکم العافیة و علیکم بالدعة و الوقار و السکینة و علیکم بمجاملة أهل الباطل تحملوا الظلم منهم...[18] (منتخب الرسائل إلی الائمة از میرزا عبدالله افندی)



[1]. الطرائف، ج2، ص422.

[2]. فهرست أسماء مصنفی الشیعه، ص377.

[3]. الفهرست، ص135.

[4]. معالم العلماء، ص99.

[5].الغیبه، ص353 .

[6]. حیاة الشیخ الکلینی، ص295.

[7]. الغیبه، ص362.

[8]. الفهرست، ص135.

[9]. شرح‏نهج‏البلاغه، ج2، ص117.

[10]. حیاة الشیخ الکلینی، ص298.

[11]. حیاة الشیخ الکلینی، ص 297 ؛ شرح أصول الکافی، ج‏2،ص612.

[12]. الذریعه، ج‏10، ص239.

[13]. کلینی نامه، ص259، ش206.

[14].الکافی، ج8، ص2.

[15]. فهرست أسماء مصنفی الشیعه (رجال نجاشی)، ص8.

[16]. الفهرست‏، ص37.

[17]. ظاهراً حسنی صحیح باشد چنانکه نجاشی و شیخ طوسی نیز همین­گونه ضبط کرده­اند.

[18]. کلینی نامه، ص459.