سراپرده نور

آشنایی با الکافی مهم ترین کتاب حدیثی شیعه اثر دانشمند فرزانه ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی

از صحیفه علی علیه السلام (کتاب علی علیه السلام) تا کافی
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کتاب علی/صحیفه علی ،کافی ،کلینی ،إِنَّ أَعْتَى النَّاسِ عَلَى اللَّهِ

نوشتاری است از رسول خدا که در بسیاری از منابع آن را صحیفه (مانند بخاری در الجامع الصحیح، ج8، ص144؛ مسلم در صحیح، ج4، ص 115؛ بیهقی در السنن الکبری، ج8، ص 26؛ و احمد در مسند، ج1، ص 119؛ و کلینی در  الکافی ، ج‏1، ص296؛ ج7، ص 274و 275) و در بعضی منابع آن را کتاب (مانند ابن رشد در بدایة المجتهد، ج2، ص 326. صحیفة الإمام الرضا علیه السلام، ص71؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص40) نام نهاده اند
در برخی احادیث چنین آمده است که این صحیفه در قراب (الام، ج6، ص4) یا ذؤابه سیف رسول الله (الکافی، ج1، ص 296.) بوده است. در احادیث دیگری این صحیفه در قراب سیف امیرالمؤمنین علی علیه السلام گزارش شده است. (صحیح مسلم، ج6، ص 85؛ صحیفة الإمام الرضا علیه السلام، ص71؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص40) ما در اینجا سعی کرده ایم با بررسی اسناد کتاب کافی دریابیم که در چه کتابهایی از این صحیفه یاد شده و طریق آن کتابها تا ثقة الاسلام کلینی چگونه است:


 
دربارۀ کتاب عبّاد عصفری
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: کتاب عباد عصفری ،منابع کافی ،اصول سته عشر

ابوسعید عبّاد عصفری دارای کتاب است. نجاشی طریق خود به او را چنین آورده است: أخبرنا أبو الحسن أحمد بن محمد بن عمران قال: حدثنا محمد بن همام قال: حدثنا أبو جعفر محمد بن أحمد بن خاقان النهدی قال: حدثنا أبو سمینة بکتاب عباد. (رجال النجاشی، ص293). شیخ طوسی نیز وی را دارای کتابی دانسته و طریق خود به عصفری را را این گونه آورده است: أخبرنا جماعة، عن التلعکبری، عن ابن همام، عن محمّد بن خاقان النهدی، عن محمّد بن علی أبی سمینة، عن أبی سعید العصفری، و أسمه عبّاد.( فهرست کتب الشیعة ص: 343) می بینیم که طریق این دو بزرگوار از ابن همام تا عصفری یکی است. نیز سند کتاب موجود عصفری با سند شیخ در فهرست تقریباً یکی است: أخبرنا التلعکبریّ، عن محمّد بن همام، عن محمّد بن أحمد بن خاقان النهدیّ، عن أبی سمینة، عن أبی سعید العصفریّ عبّاد(بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏1، ص 44)
دربارۀ مؤلف مدح یا ذمی از قدما وجود ندارد. به نظر میرسد تنها مشکل کتاب تدلیس ابوسمینه است. نجاشی گفته است که برخی اصحاب میگویند که این عباد در حقیقت عباد بن یعقوب است ولی ابوسمینه با تدلیس سبب شده است که دیگران گمان کنند وی همان عباد عصفری است(رجال النجاشی، ص293) و این تدلیس صحیح است زیرا در سندی یافت نشده است که ابوسمینه از عصفری روایت کند.
اما نجاشی با توجه به آنکه رجالی سخت گیری است به متن این کتاب اشکالی نگرفته است زیرا وی اگر در متن ایرادی ببیند آن را بیان میکند. به نظر میرسد کلینی در کافی به این کتاب اعتماد کرده است( کافی، ج1، ص 534، ح17؛ص530، ح6)
اما سخن بر سر کتاب موجود عصفری است. علامه مجلسی روایات این کتاب را با تردید شایسته تأیید دانسته است(لعلّ أخباره تصلح للتأیید بحار الانوار،ج1، ص 44  )
از میان نوزده حدیث این کتاب، جز روایات یک، دو، و دوازده که عجالتاً شاهدی برایشان نیافتم سایر روایات دارای شاهد هستند.
این کتاب هراه با شانزده کتاب دیگر با عنوان الاصول الستة عشر چاپ شده است.
برای آشنایی بیشتر با این کتاب ببینید: مقدمه الاصول الستة عشر چاپ دار الحدیث، خاتمه مستدرک الوسائل ج‏1، ص 53